اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٩٩ - رجوع به اصل بحث
است در اين صورت چگونه مىتوانيم حالت سابقه متيقّنهاى در عوارض و لواحق مشكوكِ يك ماهيت فرض كنيم؟ اگر زوجيت، لازم ماهيت باشد، هر ظرفى كه براى ماهيت فرض كنيم، زوجيت هم تحقق خواهد داشت و بين ماهيت و لازم آن در هيچ ظرفى نمىتوان تفكيك قائل شد. امّا اگر چيزى را كه در باب استصحاب مىخواهيم عدمش را- به عنوان عدم ازلى- استصحاب كنيم، از عوارض وجود باشد، يعنى اين موجود هنگامى كه موجود مىشود، اگر معروض اين عرض باشد، اتصاف تحقّق دارد. در اين صورت استصحاب عدم ازلى مانعى ندارد، مثلًا قرشيّت، لازمه ماهيت مرئه نيست، بلكه وقتى مرئه وجود پيدا مىكند، اگر قرشى باشد، از هنگام وجود، قرشيّت تحقق دارد و اگر غير قرشى باشد از همان هنگام وجود، غير قرشى است. حال اگر در قرشيه يا غير قرشيه بودن زنى شك كنيم، غير قرشيّه بودن او را استصحاب مىكنيم، به اين كيفيت كه مىگوييم: ماهيت اين زن، قبل از آنكه وجود پيدا كند، اتّصاف به قرشيت نداشت- چون قرشيّت، مربوط به وجود است نه ماهيت- و بعد از آنكه وجود پيدا كرد، شك مىكنيم كه آيا اتصاف به قرشيّت پيدا كرد يا نه؟ پس عدم اتصاف به قرشيّت را استصحاب مىكنيم. [١] اشكال بر مرحوم حائرى: محقّقين و بزرگان فلاسفه ثابت كردهاند كه ماهيت، امرى اعتبارى است و ما نمىتوانيم قبل از وجود، براى چيزى به عنوان ماهيت، حقيقت و اصالتى قائل شويم. اصالت مربوط به وجود است و تا زمانى كه وجود تحقق پيدا نكند، ماهيتْ چيزى جز يك امر اعتبارى نيست. مرحوم حاجى سبزوارى در اين زمينه مىگويد:
|
إنّ الوجود عندنا أصيل |
دليل من خالفنا عليل [٢] |
[١]- درر الفوائد، ص ٢١٨- ٢٢٠
[٢]- شرح المنظومة، قسم الفلسفة، ص ١٠