اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٠٩ - ٣- مفرد معرّف به «ال»
مىكنيم». در اين صورت اشكال مىشود كه شما كه مىخواستيد معناى «ال» را ناديده بگيريد، پس چرا «ال» را آورديد؟ در باب علم جنس چون تعدد دال و مدلول مطرح نبود، ممكن بود كسى به جاى «هذا أسد» بگويد: «هذه اسامة» ولى اين كه بخواهيم به جاى «زيد رجلٌ» بگوييم: «زيد الرّجل» و سپس معناى «ال» را در نظر نگيريم، خيلى بعيد است. مرحوم آخوند سپس براى حلّ مسئله مىفرمايد: ظاهر اين است كه «ال» در تمام موارد، همانند «ال» داخل بر اعلام شخصيّه بوده و براى تزيين است. در اينجا گويا از مرحوم آخوند سؤال مىشود: اگر «ال» براى تزيين است، پس خصوصيات مذكور از كجا استفاده مىشود؟ ايشان در پاسخ مىفرمايد: خصوصيات مطرح شده- يعنى جنسيّت، استغراق و عهديّت- به طور كلّى از قرائن خارجى استفاده مىشود و حتى اگر ما مسأله تزيين را كنار گذاشته و حرف مشهور را بپذيريم، باز هم چنين اشكالى مطرح است كه اين خصوصيات از كجا استفاده مىشود؟ وقتى قرار باشد از طريق قرائن استفاده شود پس وجود «ال» اثرى غير از تزيين ندارد. [١] بررسى كلام مرحوم آخوند: به نظر مىرسد كه كلام مرحوم آخوند از چند جهت داراى اشكال است: اوّلًا: ما در باب علم جنس گفتيم: تعيّنى كه در معناى علم جنس مطرح است، تعيّن ذهنى نيست. توجه به ماهيت داراى دو حالت است. گاهى انسان خود ماهيت را- با قطع نظر از ماهيّات ديگر- ملاحظه مىكند، و گاهى در مقام مقايسه اين ماهيت با ماهيات ديگر است، كه در اين صورت، هر ماهيتى براى خودش داراى خصوصيت و امتيازى است كه آن را از ماهيت ديگر جدا مىكند. اسم جنس در ارتباط با حالت اوّل و
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٣٧٩- ٣٨١