اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٢٤ - كلام مرحوم حائرى
در روايت معروف «كلّ شيء طاهر حتى تعلم أنّه قذر» [١] كه در ارتباط با قاعده طهارت مطرح است، هر دو احتمال جريان دارد: احتمال اوّل: كلمه «تعلم» به عنوان غايت براى حكم- يعنى «طاهر»- باشد، يعنى طهارت، مغيّا به علم به قذر بودن است. احتمال دوّم: كلمه «تعلم» بهعنوان غايت براى موضوع- يعنى «كلّ شيء»- باشد.
يعنى «كلّ شيء غير معلوم القذارة طاهر». براساس تفصيل مرحوم آخوند و شاگردان ايشان، بنا بر احتمال اوّل، غايت داراى مفهوم است و بنا بر احتمال دوّم، مفهوم ندارد [٢].
كلام مرحوم حائرى:
ايشان در توجيه كلام مرحوم آخوند مىفرمايد: مرحوم آخوند معتقد است مفاد هيئت افعل- كه دلالت بر طلب مىكند- يك معناى كلى است. همانطور كه «مِن» و «ابتداء» در كلّى بودن معنا فرقى ندارند، يعنى وضع، موضوع له و مستعمل فيه آنها كلّى است و تنها از جهت موارد استعمالشان باهم فرق دارند. هيئت هم- كه داراى معناى حرفى است- مفادش عبارت از كلّى طلب است. مرحوم حائرى مىفرمايد: ما هم همين نظريه را اختيار كرديم و بر اين اساس مىگوييم: اگر كلّى طلب، مغيّا به يك غايت شود- مثل اين كه گفته شود: «أكرم زيداً إلى الغروب»، كه در اينجا غايت، غايت براى حكم است، يعنى «إلى الغروب» قيد براى «أكرم» مىباشد- در اينجا چارهاى جز التزام به مفهوم نيست، زيرا وقتى گفته مىشود:
«طبيعى و كلّى طلب، تا مرز اين غايت تحقّق دارد»، اگر بخواهد بعد از آنهم تحقّق داشته باشد، پس چه فايدهاى- جز گمراه كردن مخاطب- براى اين غايت وجود دارد؟
[١]- مستدرك الوسائل، ج ٢، ص ٥٨٣
[٢]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٣٢٤ و ٣٢٥