اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٦٣ - تنبيه دوّم تعدّد شرط و وحدت جزاء
تنبيه دوّم: تعدّد شرط و وحدت جزاء
بحث در اين است كه اگر ما در موردى به دو قضيّه شرطيه برخورد كرديم كه از نظر شرط متفاوت بودند ولى جزاء در آن دو يك چيز بود، آيا بنا بر قول به مفهوم چگونه مىتوانيم بين آن دو جمع كنيم؟ مثال: اگر شخصى قصد مسافرت به هشت فرسخ داشته باشد، نماز او قصر مىشود. روشن است كه چنين مسافرى لازم نيست سفر هشت فرسخى را در خارج ايجاد كند تا نمازش قصر شود بلكه همين اندازه كه به حدّ ترخّص برسد نماز او قصر مىشود ولى آيا حدّ ترخّص چقدر است؟ در ارتباط با حدّ ترخّص دو قضيّه شرطيه در روايات مطرح است: ١- إذا خفى الأذانُ فقصِّر [١]. يعنى ملاك در حدّ ترخّص، خفاء اذان است. ٢- إذا خفى الجُدرانُ فقصِّر [٢]. يعنى ملاك در حدّ ترخّص، خفاء ديوارهاى شهر است. ملاحظه مىشود كه در اينجا دو قضيّه شرطيه داريم كه شرط در آنها متغاير است و جزاء در هر دو يك چيز است و از خارج هم مىدانيم كه در جزاء، تعدّد مطرح نيست يعنى وظيفه ما خواندن يك نماز- آنهم به صورت قصر- است. در اينجا اگر قائل شويم كه قضيّه شرطيه داراى مفهوم نيست، مشكلى پيش نمىآيد و تعارضى بين اين دو دليل به نظر نمىرسد. زيرا دليل اوّل مىگويد: «به دنبال خفاء اذان، وجوب قصر ثابت است» و نمىگويد: «خفاء اذان، علّيت منحصره براى وجوب قصر دارد». دليل دوّم مىگويد: «به دنبال خفاء جدران، وجوب قصر ثابت است»
[١]- روايتى به اين الفاظ در كتب روايى نيافتيم ولى اين معنا از روايات به دست مىآيد. رجوع شود به: وسائل الشيعة، ج ٥ (باب ٦ من أبواب صلاة المسافر).
[٢]- همان.