اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٩٣ - تقسيمات ماهيت
اشكال دوّم: برفرض كه واضع در مقام وضع، ماهيت لا بشرط قسمى را تصور كرده باشد، ولى شما معتقديد كه واضع، اين ماهيت متصوَّر را به عنوان موضوع له قرار نداده بلكه موضوع له را نفس ماهيّت قرار داده است. در اينجا اين سؤال مطرح مىشود كه آيا استعمال تابع وضع است يا تابع موضوع له؟ پاسخ اين است كه استعمال تابع موضوع له است و ما جايى نداريم كه استعمال تابع وضع باشد. در اين صورت نبايد بين انسان در قضيه «زيد إنسان» و انسان در قضيه «الحيوان الناطق إنسان» فرقى وجود داشته باشد، زيرا استعمال تابع موضوع له است و خود شما قبول داريد كه موضوع له عبارت از نفس ماهيت است.
تقسيمات ماهيت
در فلسفه، ماهيت را بر سه قسم دانستهاند: لا بشرط، بشرط شىء و بشرط لا. [١] اصوليين در توضيح اين مطلب گفتهاند: تصوّر نشود كه اين اقسام داراى يك واقعيت و حقيقت مىباشند، بلكه اين بستگى به لحاظ و تصوّر ماهيت دارد. انسان وقتى ماهيتى را ملاحظه مىكند، گاهى خود ماهيّت را ملاحظه مىكند و گاهى ماهيّت را با تقيّد به وجود چيز ديگرى ملاحظه مىكند و گاهى ماهيت را با تقيّد به عدم چيز ديگر ملاحظه مىكند. از مورد اوّل به ماهيت لا بشرط و از مورد دوّم به ماهيت بشرط شىء و از مورد سوّم به ماهيت بشرط لا تعبير مىشود. سپس در مقام اشكال بر اين تقسيم گفتهاند: قاعده كلّى اين است كه وقتى چيزى به عنوان مقسم واقع شده و اقسامى براى آن مطرح مىگردد، همانطور كه بين هر قسمى با اقسام ديگر، بايد مغايرت وجود داشته باشد، بين اقسام و مقسم نيز بايد
[١]- رجوع شود به: الحكمة المتعالية، ج ٢، ص ١٦، شرح المنظومة، قسم الحكمة، ص ٩٥، نهاية الدراية، ج ١، ص ٦٦٤ و ٦٦٥، فوائد الاصول، ج ١، ص ٥٦٦