اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠٨ - نظريّه مرحوم آخوند
دارند، مثلًا پدر امرى صادر مىكند و مىخواهد ببيند آيا فرزندش تحت تأثير اين امر قرار گرفته و تحرّكى از خودش نشان مىدهد يا هيچ تحرّكى در او پيدا نمىشود؟ در اينجا سؤال مىشود كه آيا اين هيئت افعل كه در اينجا به كار رفته، در معناى حقيقى خودش استعمال شده يا در معناى غير حقيقىاش بكار رفته است؟ اگر گفته شود: در معناى غير حقيقى استعمال شده است. مىگوييم: اوّلًا: معناى غير حقيقى قرينه لازم دارد و در اينجا قرينهاى به چشم نمىخورد. ثانياً: اگر قرينهاى در كار باشد، هدف اختبار و امتحان حاصل نمىشود. اگر فرزند بفهمد كه پدرش در اين زمينه بعث و تحريكى ندارد، عكسالعملى از خود نشان نمىدهد. آنچه زمينه امتحان را فراهم مىكند اين است كه هيئت افعل در معناى حقيقى خودش- يعنى «بعث و تحريك اعتبارى»- استعمال شده باشد. پس ما ناچاريم بگوييم: هيئت افعل در اينجا در معناى حقيقى خودش استعمال شده ولى غرض آمر از اين بعث، حصول انبعاث در مأمور نبوده است بلكه هدف اين بوده كه عكس العمل مأمور در مقابل اين امر را ملاحظه كند. مثلًا اگر امر امتحانى مزبور، عبارت از «ادخل السوق و اشتر اللّحم» باشد، هدف آمر اين نبوده كه او واقعاً داخل بازار شده و گوشت خريدارى نمايد بلكه هدفش اين بوده كه عكسالعمل مأمور را مشاهده كند. در نتيجه ما مواردى داريم كه بعث تحقّق دارد ولى غرض آمر، انبعاث مأمور نيست بلكه غرضْ چيز ديگر است. حال كه ما توانستيم تفكيك بين بعث و انبعاث را تصور كنيم، همين معنا را در عام و خاص پياده كرده مىگوييم: «أكرم العلماء»، از نظر كلام و مستعمل فيه و مفاد هيئت افعل، بعث به اكرام جميع علماست ولى غرض مولا از «بعث به جميع» اين نيست كه «انبعاث به جميع» هم حاصل شود. بلكه در مورد انبعاث، قائل به تبعيض است و اراده كرده است كه انبعاث در مورد علماى غير فاسق حاصل شود، و نسبت به علماى فاسق،