اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠١ - نظريه صاحب كتاب «وقاية الأذهان»
استعمال و مستعمل فيه مىتوانستيم بگوييم: «رأيت رجلًا شجاعاً» ولى به جاى «رجلًا شجاعاً» لفظ «اسد» را آوردهايم و اين مستلزم خلوّ از لطافت و در بعضى موارد مستلزم كذب است. [١] اكنون كه از مقدّمه فوق فارغ شديم، به اصل بحث برمىگرديم: بحث در اين بود كه:
آيا تخصيص عام، مستلزم مجازيت در عام است؟
نظريه صاحب كتاب «وقاية الأذهان»
بنا بر مبناى صاحب كتاب «وقاية الأذهان» در باب مجاز، ما ملاحظه مىكنيم كه اگر مولا بگويد: «أكرم كلَّ عالمٍ» و سپس با دليل منفصلى- كه قائلين به مجازيت، بيشتر روى آن تكيه مىكنند- بگويد: «لا تكرم الفساق من العلماء»، اگر بخواهيم مسأله مجازيت را مطرح كنيم، بايد بگوييم: مولا وقتى «أكرم كلَّ عالمٍ» را مطرح مىكند، اگرچه مستعمل فيه او «كلّ عالم» است ولى «كلّ عالمٍ» را بر «عالم غير فاسق» تطبيق كرده است. يعنى همانطور كه ادعا مىكرد «رجل شجاع»، «حيوان مفترس» است. در اينجا- چون جنبه نفى دارد- گويا ادعا مىكند كه «عالم فاسق، عالم نيست». ولى مطرح كردن مجازيت به اين صورت درست نيست، زيرا وجداناً ما وقتى حكم عامى را صادر مىكنيم و سپس با دليل منفصلى آن را محدود مىكنيم، اين محدوديت فقط استثناى از حكم است نه اين كه در ارتباط با موضوع آن دخل و تصرفى كرده باشيم، مخصوصاً در اينجا كه مولا گفته است: «لا تكرم الفساق من العلماء» و «العلماء» را به دنبال «مِنْ» تبعيضيّه ذكر مىكند، معنايش اين مىشود كه علما بر دو قسمند: عدول و فسّاق. و هيچگونه ادعايى نشده كه «فاسق، عالم نيست» بلكه عالم فاسق از وجوب اكرام- كه جنبه حكمى دارد- استثناء شده است. مثلًا آيه شريفه
[١]- وقاية الأذهان، ص ١٠٣- ١٣٥