اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠٠ - ماهيت مجاز چيست؟
اينجا ادّعايى خارج از دايره استعمال- نه در رتبه مقدّم برآن- مطرح است. در «زيد حاتم» هم زيد و هم حاتم، در معناى خودشان استعمال شدهاند. ولى فرق «زيد حاتم» و «زيد ابن عمروٍ» اين است كه در «زيد ابن عمروٍ» حمل حقيقى و بر اساس يك هوهويت واقعى است و در «زيد حاتم» حمل بر اساس يك ادّعا و بر پايه امرى كه لطافت و ظرافت به آن بستگى دارد، پايهگذارى گرديده است. و اگر حاتم را به معناى «جواد» بدانيم، ظرافت «زيد حاتم» را نمىتواند افاده كند. در مورد «زيد أسد» نيز هيچگونه تصرّفى در معناى اسد صورت نگرفته است، بلكه هم زيد و هم اسد در معناى خودشان استعمال شدهاند ولى در رتبه متأخر از آن، ادّعا مىشود كه «اين رجل شجاع، همان حيوان مفترس است» و به عبارت ديگر: ادّعا مىكنيم كه «زيد متّصف به شجاعت، مصداق حيوان مفترس است» امّا نه اين كه مصداقيت در ارتباط با معناى موضوع له اسد باشد بلكه موضوع له و مستعمل فيه اسد، همان معناى حقيقى خودش مىباشد ولى ادّعا كردهايم كه رجل شجاع هم داخل در همين معناى موضوع له و مستعمل فيه است. بنابراين هيچ ضربهاى به موضوع له و مستعمل فيه وارد نمىشود. و در اين رابطه فرقى بين مجاز در كلمه- مثل «رأيت أسداً يرمي»- و مجاز در اسناد- مثل «زيد أسد»- وجود ندارد. ما در استعمالات مجازى، تحويل و تحوّل را در ارتباط با معانى مىدانيم، در حالى كه مشهور- كه محقق خراسانى رحمه الله هم از جمله آنان است- عقيده دارند كه استعمالات مجازى، جابجا كردن لفظ است. مشهور معتقدند ما به جاى اين كه «رأيت رجلًا شجاعاً» بگوييم، لفظ اسد را استعمال كردهايم و اسد هم در غير معناى موضوع له خودش استعمال شده است ولى واضع به ما اجازه داده است كه اگر در موردى علايق مجازى وجود داشت، مثلًا انسانى در شجاعت شبيه اسد شد، لفظى را كه براى اسد وضع شده، به صورت مجاز در مورد آن انسان استعمال كنيم. بنابراين طبق نظريه مشهور، استعمالات مجازى سر و كارش با الفاظ است.
لفظى- به جهت مشابهت در معنا- جاى لفظ ديگرى را پر كرده است، امّا از نظر