اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٢٠ - آيا در ما نحن فيه موردى براى جريان اصالة العموم وجود دارد؟
جايى عقلاء، اصالة الحقيقه را پياده نمىكنند. عقلاء، اصالة الحقيقه را راهى براى استكشاف مراد متكلم مىدانند نه براى استكشاف كيفيت استعمال. بله، بر اساس مبناى سيد مرتضى رحمه الله، كه معتقد است «اصل در استعمال، حقيقت است»، وجهى براى اين حرف وجود دارد، امّا همه محقّقين در مقابل ايشان ايستاده و معتقدند «استعمال، اعمّ از حقيقت و مجاز است و دليلى نداريم كه «اصل در استعمال، حقيقت باشد» و اصالة الحقيقه، دلالتى بر اين معنا ندارد». عين همين مسئله در ما نحن فيه هم مطرح است. اصالة العموم، به عنوان يك اصل عقلايى و براى كشف مراد متكلّم بكار مىرود، و در اينجا مراد متكلّم براى ما معلوم است. ما مىدانيم كه وجوب اكرام علماء به قوّت خود باقى است، زيد بن عَمرو هم اكرامش واجب نيست، خواه عالم باشد يا جاهل. لذا حد اقل اين است كه ما احراز نكرديم كه عقلاء در چنين مواردى به اصالة العموم تمسّك كنند، بههمينجهت راهى براى تمسّك به اصالة العموم نيست.
آيا در ما نحن فيه موردى براى جريان اصالة العموم وجود دارد؟
اگر دليل اوّل بگويد: «أكرم العلماء»، و دليل دوّم بگويد: «لا تكرم زيداً» و ما- در خارج- دو زيد داشته باشيم، يكى زيد بن عَمرو كه عالم بودن او مسلّم است و ديگرى «زيد بن بكر» كه جاهل بودن او مسلّم است. ولى دليل «لا تكرم زيداً» داراى اجمال باشد و معلوم نباشد كه آيا مراد مولا از «زيد» كدام يك از اين دو زيد است؟ اگر مراد «زيد بن عَمرو» باشد، خروجش از دليل «أكرم العلماء» به نحو تخصيص است، و اگر مراد «زيد بن بكر» باشد، خروجش به نحو تخصّص است. در اينجا ممكن است كسى بگويد: «ما وقتى به سراغ «زيد بن عَمرو»- كه عالم است- مىرويم، نسبت به شخص او ترديد مىكنيم كه آيا اكرامش واجب است يا نه؟ و در اينجا اصالة العموم جريان پيدا كرده و حكم مىكند كه «أكرم العلماء» تخصيص نخورده و اكرام «زيد بن عَمرو» واجب است. و بر اين اساس، ترديد از «لا تكرم زيداً»