اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٩٨ - رجوع به اصل بحث
جارى مىكنيد تا عنوان عام بتواند برآن مترتّب شود؟ مرحوم آخوند دو راه براى اين مسئله در پيش دارد: راه اوّل: محقّق حائرى رحمه الله در بحث پيرامون استصحاب عدم ازلى، توجيهى مطرح كرده و راه را براى جريان اين گونه استصحابها هموار ساختهاند. ايشان مىفرمايد: عرض بر دو قسم است: عرض ماهيّت و عرض وجود. ١- عرض ماهيّت: عرضى است كه معروض آن نفس ماهيّت است، مثل زوجيّت نسبت به اربعه. يعنى اگر ما فرض كنيم كه براى ماهيّت- با قطع نظر از وجود- تقرر و ثبوتى باشد، در همان عالم تقرر و ثبوت ماهيّت، زوجيّتْ عارض بر اربعه است و عروض زوجيّت بر اربعه، بر وجود خارجى يا وجود ذهنى اربعه متوقّف نيست. معروض اربعه، نفس ماهيّت است و نسبت ماهيّت به وجودِ- ذهنى و خارجى- و عدمِ وجود- خارجى و ذهنى- مساوى است نه در رابطه با وجودين ضرورت دارد و نه در رابطه با عدمين. ٢- عرض وجود: عرضى است كه معروض آن عبارت از وجود است، يعنى تا وقتى آن معروضْ وجود پيدا نكند، عرض نمىتواند برآن عارض شود، مثل عنوان سواد و بياض نسبت به جسم. سواد و بياض، بر ماهيّت جسم عارض نمىشوند.
«الجسم أبيض» به منزله «الجسم الموجود أبيض» مىباشد. عنوان «موجوديّت» در اينجا مفروض است هرچند در كلام ذكر نشود. اكثر عوارض از اين قبيلند كه وجود خارجى يا وجود ذهنى در معروض آنها دخالت دارد. مرحوم حائرى سپس مىفرمايد: چيزى را كه در باب استصحاب مىخواهيم عدمش را- به عنوان عدم ازلى- استصحاب كنيم، اگر از عوارض ماهيت باشد، به هيچ عنوان استصحاب عدم ازلى در مورد آن جريان پيدا نمىكند، زيرا حالت سابقه متيقّنه ندارد. مثلًا اگر شكّ كنيم كه اربعه اتصاف به زوجيت دارد يا نه؟ نمىتوانيم بگوييم:
«ماهيت اربعه، زمانى اتصاف به زوجيت نداشته و ما اكنون شك داريم كه آيا زوج است يا نه؟»، زيرا زوجيّت، اگر وجود داشته باشد، لازمِ خود ماهيت و عارض بر خود ماهيت