اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٣٢ - بحث چهارم مفهوم استثناء
امكان داراى اين خصوصيت است كه هم اضافه به وجود دارد و هم اضافه به عدم، امّا وقتى از امكان بيرون آمديم، يا وجوبِ وجود مطرح است و يا استحاله وجود. [١] ما در پاسخ مرحوم آخوند مىگوييم: اين كلام شما نه با لغت موافق است، نه با تاريخ و نه با قرآن. زيرا توحيد بر چهار قسم است: توحيد در ذات، توحيد در صفات، توحيد در افعال و توحيد در عبادت. آيا اعراب جاهلى در كدام يك از اقسام توحيد داراى اشكال بودند كه پيامبر صلى الله عليه و آله به آنان فرمود: «قولوا لا اله الّا اللَّه تفلحوا»؟ روشن است كه آنها در مرحله توحيد در ذات دچار اشكال نبودند، زيرا قرآن كريم مىفرمايد: (و لئن سألتهم من خلق السموات و الأرض ليقولنّ اللَّه) [٢] يعنى اگر از اين اعراب جاهلى سؤال كنى: چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است؟ در جواب مىگويند:
«خالق آسمانها و زمين، خداوند است». و ما هيچ نشنيدهايم كه آنها بتها را به عنوان خالق و آفريننده جهان بدانند. اين آيه شريفه هم بر توحيد در ذات دلالت دارد و هم بر توحيد در فعل. و كسى كه اين دو مرحله از توحيد را قائل باشد، توحيد در صفات را هم قائل خواهد بود. بنابراين مشكل آنها فقط مسأله توحيد در عبادت بوده است. آنها بت مىپرستيدند و وقتى از آنها سؤال مىشد: چرا بت مىپرستيد؟ مىگفتند: (ما نعبد هم الّا ليقرّبونا الى اللَّه زلفى) [٣] يعنى علت اين كه ما اين بتها را عبادت مىكنيم اين است كه اينها ما را به خدا نزديك مىكنند. بنابراين وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله در چنين جوّى مىفرمايد: «فلاح و رستگارى شما در مسأله توحيد است»، مراد همان توحيد در عبادت است.
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٣٢٧ و ٣٢٨
[٢]- لقمان: ٢٥
[٣]- الزمر: ٣