اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٣١ - بحث چهارم مفهوم استثناء
شهادت مىداده، مقصودش توحيد بوده است. و نمىتوان اين را به عنوان معيارى كلّى در ارتباط با همه جمل استثنائيه قرار داد. [١] مرحوم آخوند در ارتباط با كلمه «لا اله الّا اللَّه» اشكالى را مطرح كرده و آن را پاسخ مىدهند كه در ذيل به بررسى آن مىپردازيم: [٢] اشكال: «لا» در «لا اله الّا اللَّه» نياز به خبر دارد و خبر آن، يا «موجود» است و يا «ممكن» و امر سومى هم وجود ندارد. درهرصورت داراى اشكال است و هيچگونه دلالتى بر توحيد ندارد. بيان مطلب: اگر خبر را «ممكن» بگيريد، در اين صورت، در ارتباط با «اللَّه» فقط امكان را ثابت كردهايد نه وجود را. و امكان «اللَّه» نمىتواند توحيد را ثابت كند. آنچه توحيد را ثابت مىكند، وجود «اللَّه» است. و اگر خبر را «موجود» بگيريد، در اين صورت، در ارتباط با «اللَّه» وجود را ثابت كردهايد، امّا در ناحيه مستثنى منه گفتهايد: «شريك البارى وجود ندارد» در حالى كه وجود نداشتن شريك البارى براى اثبات توحيد كفايت نمىكند بلكه بايد امتناع شريك البارى ثابت شود. مرحوم آخوند در پاسخ اين اشكال مىفرمايد: كلمه «اله» به معناى واجب الوجود- در مقابل ممكن الوجود- است. [٣] و معنايش اين است كه جز خداوند متعال، واجب الوجود ديگرى تحقق ندارد. يعنى در ارتباط با خداوند، وجوبِ وجود و در ارتباط با غير خداوند، امتناع وجود مطرح است. زيرا فقط
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٣٢٧
[٢]- كلام مرحوم آخوند در اينجا ربطى به بحث مفهوم ندارد، بلكه مطلبى است كه ايشان در اينجا به مناسبت مطرح كرده است. هرچند مقرّر درس حضرت امام خمينى رحمه الله در «تهذيب الاصول» اين مسئله را با مفهوم خلط كرده است.
[٣]- در فلسفه مىگويند: «نسبت ممكن الوجود، به وجود و عدم مساوى است ولى وقتى از امكان بيرون آمديم، در يك طرف با واجب الوجود برخورد مىكنيم و در طرف ديگر با استحاله وجود».