اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٠١ - كلام مرحوم حائرى
كه در «هذا أسد»، مشاراليه هذا، يكى از مصاديق خارجى اسد است، و اين قضيّه، قضيّه حمليه به حمل شايع است. در «هذه اسامة» نيز بههمينصورت است. ٢- معناى علم جنس، همان ماهيت متعيّنه است و تعيّن، عبارت از ملحوظيّت در ذهن است. مرحوم حائرى مىفرمايد: لحاظى كه در معناى علم جنس دخالت دارد، به دو صورت ممكن است باشد: الف: لحاظ به معناى اسمى و استقلالى. يعنى در معناى اسامه، علاوه بر حيوان مفترس، يك ملحوظيّت به نحو استقلال هم نقش دارد. در اين صورت اشكالات مرحوم آخوند وارد است و نمىتوانيم با حفظ تمام معناى علم جنس، قضيّه «هذه اسامة» را تشكيل دهيم، مگر اين كه ملحوظيّت از آن جدا شود. ب: لحاظ به معناى مرآتى و غير استقلالى. مثال: اگر كسى به شما بگويد: «يك كلّى را در ذهن خود بياوريد» و شما كلّى انسان را در ذهن خود آورديد، واقعيت مسئله اين است كه انسان موجود در ذهن، مانند انسان موجود در خارج است و همانطور كه انسان موجود در خارج نمىتواند كلّى باشد، انسان موجود در ذهن نيز نمىتواند كلّى باشد، زيرا وجود، مساوق با تشخّص و جزئيت است و از اين جهت، فرقى بين وجود ذهنى و وجود خارجى نيست. سؤال: پس آيا نمىتوان كلّى را تصور كرد؟ مرحوم حائرى در پاسخ اين سؤال مىفرمايد: در اينجا تصوّر و لحاظ، عنوان مرآتى دارد و هيچگونه استقلالى ندارد. و همانطور كه انسان وقتى در آينه نگاه مىكند، چهره خودش را مىبيند و آينه را نمىبيند، در اينجا هم تصوّر و لحاظ براى نشان دادن كلّى است و استقلال ندارند. بله، در بعضى از موارد، آينه به نظر استقلالى ملاحظه مىشود، مثل اين كه انسان بخواهد آن را خريدارى كند. امّا در جايى كه براى ديدن خودش به آينه نگاه مىكند،