اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٨١ - صورت اوّل استفاده رجوع ضمير به بعض افراد عامّ، از قرينه منفصله
اين مورد مطرح مىكنند، از قبيل قسم اوّل است. يعنى جايى است كه ما از دليل خارج استفاده كنيم كه ضمير در حكم دوّم به بعض افراد عامّ برمىگردد. همه كسانى كه اين مسئله را مطرح كردهاند، به آيه شريفه (المطلّقات يتربّصن بأنفسهنّ ثلاثة قروء ... و بعولتهنّ أحقّ بردّهنّ في ذلك ...) مثال زدهاند و در اين آيه رجوع ضمير به بعض افراد عامّ از دليل خارج و قرينه منفصله استفاده مىشود. لذا اين احتمال كنار مىرود كه ما بخواهيم محلّ نزاع را خصوص جايى قرار دهيم كه رجوع ضمير به بعض افراد عامّ از طريق عقل فهميده شود. دو احتمال ديگر باقى مىماند. يكى اين كه محلّ نزاع خصوص قرينه منفصله باشد و ديگر اين كه محلّ نزاع اعمّ از قرينه منفصله و متّصله باشد ولى مثال را به قرينه منفصله زدهاند و مثال موجب نمىشود كه محلّ نزاع اختصاص به مورد مثال پيدا كند. لذا با توجه به اين دو احتمال ما ناچاريم هر دو صورت را مورد بحث قرار دهيم:
صورت اوّل: استفاده رجوع ضمير به بعض افراد عامّ، از قرينه منفصله
اين صورت، قدر متيقّن از محلّ نزاع است، چون كسانى كه مسئله را مطرح كردهاند، آيه شريفه (المطلّقات يتربّصن بأنفسهنّ ثلاثة قروءٍ ... و بعولتهن أحقّ بردّهنّ في ذلك) [١] را مطرح كردهاند و اين آيه مثال براى صورت اوّل است. مقدّمه بحث: در بحث «آيا تخصيص عامّ موجب مجازيت در عامّ است؟» گفتيم: قدماى از اصوليين معتقد بودند كه تخصيص عامّ مستلزم مجازيت در عامّ است. ولى مرحوم
[١]- البقرة: ٢٢٨