اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٨٣ - صورت اوّل استفاده رجوع ضمير به بعض افراد عامّ، از قرينه منفصله
هم- از نظر اراده جدّى- اختصاص به خصوص مطلّقات رجعيّه داشته باشد ولى اين احتمال مثل اين است كه مولا يك «أكرم العلماء» گفته باشد و ما شك كنيم آيا مخصّصى دارد يا نه؟ پس فحص كنيم و مخصّصى براى آن نيابيم كه در اين صورت به اصالة العموم مراجعه مىكنيم. در ما نحن فيه- يعنى عامّ اوّل- نيز دليلى براى تصرف در اراده جدّى نداريم و عموم به حال خودش باقى است. ولى مرحوم آخوند گويا اين مبناى دقيق و متين خود را فراموش كرده مىفرمايد: در اينجا امر دائر بين يكى از دو مطلب است: ١- در مرجع ضمير تصرف كرده و بگوييم: المطلّقات در (المطلّقات يتربّصن بأنفسهنّ ثلاثة قروء) اختصاص به مطلّقات رجعيّه دارد. و قرينه بر اين تصرّف هم اين است كه ضمير در (بعولتهنّ أحقّ بردّهنّ في ذلك) بلا اشكال به مطلّقات رجعيه برمىگردد. ٢- مرجع ضمير را به عموم خودش باقى بگذاريم ولى در ناحيه ضمير تصرف كرده و ملتزم به مجازيت شويم. مجازيت هم به دو صورت است. الف: مجاز در كلمه. يعنى بگوييم: ضمير در «بعولتهنّ» ضمير جمع است و ضمير جمع براى اين وضع شده است كه به تمام افراد مرجعش رجوع كند و تمام افراد مرجعش را شامل شود ولى در اينجا به بعض افراد مرجع برمى گردد پس در غير معناى موضوع له خودش استعمال شده است. ب: مجاز در اسناد. به اين معنا كه يكايك كلمات در معناى حقيقى و موضوع له خودشان استعمال شدهاند ولى اسنادى كه در جمله وجود دارد، اسناد به غير ما هوله است. مثل «أنبت الربيعُ البقلَ» يعنى فصل بهار، سبزى و گياه را روياند. در اينجا «أنبت» و «الربيع» و «البقل» در معناى حقيقى خودشان استعمال شدهاند ولى اسناد انبات به ربيع، اسنادى مجازى است، زيرا فاعل واقعى انبات، خداوند متعال است. بر اين اساس ممكن است در ما نحن فيه گفته شود: ضمير در «بعولتهنّ» به همه مطلّقات