المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٧٢ - اوزان جمع قلة
يعنى هراسمى كه بروزن فعل (بفتح فاء و عين) آيد جمعش نيز بروزن فعول مىآيد البتّه) اين جمع در اين مورد سماعى است نه قياسى نظير: اسد (شير) كه از عرب شنيده شده جمعش را اسود مىگويند.
مصنّف گويد:
و براى فعال، فعلان جمع مىباشد.
شارح گويد:
يعنى هركلمهاى كه بروزن فعال (بضمّ فاء و تخفيف عين) آيد جمعش بروزن فعلان (بكسر فاء و سكون عين) مى باشد مانند:
غراب (كلاغ) كه جمعش غربان است.
متن: «٨١٦»
|
و شاع فى حوت وقاع مع ما |
ضاهاهما و قلّ فى غيرهما |
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.
شاع: فعل ماضى، مفرد، مذكّر، غائب و ضمير فاعلى در آن به « فعلان » راجع است.
فى: حرف جرّ.
حوت: مجرور به « فى » ، متعلّق به « شاع ».
واو: عاطفه.
قاع: معطوف به « حوت ».
مع: اسم، ظرف، متعلّق به « شاع » ، حال، مضاف.
ما: موصوله، مجرور به اضافه، مضاف اليه.
ضاهاهما: فعل ماضى، مفرد، مذكّر، غائب، ثلاثى مزيد، باب مفاعله، فعل و فاعل و مفعول و ضمير فاعلى در آن به « ما » راجع است، صله و عائد براى « ماء ».
واو: عاطفه.
قلّ: فعل ماضى، مفرد، مذكّر، غائب، ضمير فاعلى در آن به « فعلان » راجع است.
فى: حرف جرّ.
غيرهما: مضاف و مضاف اليه، مجرور به « فى » ، متعلّق به « قلّ ».