المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٢٢ - قياس و قاعده در اسم ممدود
ضابط و قاعده اسم مقصور و ممدود بيان شد اينك مىگوئيم:
هراسمى كه فاقد نظير بوده و معذلك مقصور و يا ممدود باشد لازمست آنرا برنقل از عرب حمل نمود مانند كلمه « حجى » با الف مقصوره يعنى عقل و « حذاء » با الف ممدوده يعنى كفش.
چه آنكه هيچيك از ايندو داراى اسم صحيح كه با آنها مناظر بوده نمىباشند.
مصنّف گويد:
و مقصور نمودن اسم ممدود از جهت اضطرار امرى است اجماعى ولى عكس آن مورد اختلاف مىباشد.
شارح گويد:
مقصور نمودن اسم ممدود در مورد اضطرار همچون قول شاعر:
|
لا بدّ من صنعا و ان طال السّفر |
و ان تحنّى كلّ عود و دبر |
يعنى: ناچاريم از رفتن به صنعا اگر چه سفرمان بطول بكشد و اگر چه خم شود كمر هرشتر پيرى و هرشتر زخمدارى.
شاهد در « صنعا » است كه اسم ممدود بوده ولى شاعر از باب ضرورت شعرى آنرا مقصور آورده.
بهر صورت همان طورى كه مصنّف گفته مقصور كردن ممدود در مورد اضطرار باجماع علماء جايز است ولى عكس آنكه مقصور را ممدود بخوانيم بين علماء اختلاف است:
اهل بصره آنرا ممنوع دانسته ولى كوفيّون به جوازش قائل شدهاند و دليل آنها قول اعرابى است كه گفته:
|
يا لك من تمر و من شياء |
ينشب فى المسعل و اللّهاء |
المباحث النحويه شرح سيوطى ؛ ج٤ ؛ ص١٨٢٢
نى: به فرياد من برسيد، متعجّبم از خرما و غوره خرماى هسته نبسته كه در ميان حلقبند شده و گير مىكند.
شاهد در « اللّهى » است كه مقصور بوده و شاعر بجهت ضرورت شعرى آنرا ممدود آورده است.