المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧١٨ - تتمه مبحث«لو»
ماضى است.
تتمّه مبحث «لو»
شارح گويد:
جواب « لو » يا فعلى است كه معنا ماضى بوده مانند:
لو لم يخف الله لم يعصه (اگر از خدا نمىترسيد سرپيچى نمىكرد).
شاهد در « لم يعصه» بوده كه لفظا مضارع است ولى معنا ماضى مىباشد.
يا از نظر وضع ماضى است اعمّ از آنكه مثبت بوده يا منفى به « ما » باشد منتهى در صورت مثبت بودن اقترانش به « لام » بيشتر است از عدم اقترانش به آن.
مثال اقتران آن به « لام » مانند فرموده حقتعالى:
لو علم اللّه فيهم خيرا لا سمعهم.
( اگر خداوند در ايشان خيرى را مىدانست به ايشان مىشنواند).
شاهد در « اسمعهم » است كه جواب « لو » بوده و مثبت است و چنانچه مىبينيم مقرون با « لام » مىباشد.
و مثال عدم اقتران آن به « لام » همچون فرموده ديگر حقتعالى:
لو تركوا من خلفهم ذرّيّة ضعافا خافوا.
( اگر بترسند كه از ايشان كودكان ناتوان باقى ماند و زيردست مردم شوند ...).
شاهد در « خافوا » است كه جواب « لو » بوده و مثبت است و همان طورى كه مىبينيم بدون « لام » مىباشد.
و در صورتى كه جواب منفى به « ما » باشد امر بعكس است يعنى اقترانش به « لام » كمتر است از ترك آن.
مثال ترك « لام » همچون فرموده حقتعالى:
و لو شاء الله ما اقتتلوا.
( اگر خدا مىخواست كشتار نمىكردند).
شاهد در « اقتتلوا » است كه جواب « لو » بوده و منفى است و همانطورى كه مىبينيم بدون « لام » مىباشد.
مثال اقتران جواب با « لام » مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
و لو نعطى الخيار لما افترقنا |
و لكنّ الخيار مع اللّيالى |