المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١٣٢ - مبحث ادغام
فعل، إذا الكافية بكبرها يقتصر عنها همم كثير من النّاس فلا يشتغلون بها فلا يحصل لهم حظّ من العربيّة، فشبّه الجهل بالفقر من المال، و قد قيل: « ألعلم محسوب من الرّزق». هذا ما ظهر لى فى شرح هذا البيت و لم أر من تعرّض له.
ترجمه و شرح:
مصنّف گويد:
در فعل تعجّبى كه بروزن « افعل » مىباشد لازم است دو حرف متماثل از هم منفك بيايند و در « هلمّ » ادغام لازم و واجب مىباشد.
شارح گويد:
وجه فك ادغام در فعل تعجّب مذكور آنست كه صيغه معهود در آن تغيير نكند مانند آنچه در قول عباس بن مرداس السّلمى آمده:
|
و قال نبىّ المسلمين تقدّموا |
و احبب الينا ان تكون المقدّما |
يعنى: پيامبر مسلمين صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود پيشى بگيريد بسوى مرتكب شدن امرهاى نيك و چقدر محبوب است نزد ما اينكه بسوى خيرات سبقت گيرنده باشى.
شاهد در « احبب » است كه منفك از ادغام آمده.
سپس گويد:
در كلمه « هلمّ » كه اسم فعل است و بمعناى « احضر » بوده يا فعل امر غير متصرّف است و مركّب از « ها » و « لمّ » مىباشد ادغام لازم و واجب است.
لازم بتذكّر است اگر « هلمّ » را فعل امر و مركب از « ها » و « لمّ » دانستيم مأخوذ از قول اهل لسان است كه مىگويند: لمّ اللّه شعثه (جمع نمود خداوند گروه و جماعت او را).
پس اصل « هلمّ » هالمّ بوده سپس الف را از باب تخفيف حذف كرده هلمّ شد پس در ترجمه « هلمّ » مىگوئيم: بيا نزد ما گويا گفته شده نفس خودت را نزد ما جمع كن پس معناى فعلى آن بىمناسبت با معناى اصلش نيست.
سپس شارح گويد:
چون كلام مصنّف درباره علم نحو و تصريف به اينجا خاتمه پيدا مىكند و آنچه مقصود وى از بيان ايندو علم بود در اينجا به انتها مىرسد مىگويد:
آنچه را كه نيّت جمعآورى آن را داشتم البتّه در اينجا تمام و كامل شد در حالى كه