المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١٠٩ - فصل مبحث نقل حركت حرف عله به حرف ساكن صحيح
( كذاك ذا وجهين): التّصحيح و الإعلال، و ذا بمعنى صاحب، حال عامله قوله: (جاء الفعول) بالضّمّ (من ذى الواو) سواء كانت (لام جمع أو فرد يعنّ) كعصىّ و أبوّ و علوّ و عتىّ، و « من » ههنا بيانيّة.
( و شاع نحو نيّم) بالإعلال (فى نوّم) الّذى هو الأصل (و نحو نيّام) فى نحو نوّام (شذّوذه نمى) أى نسب لأهل الفنّ.
ترجمه و شرح:
مصنّف گويد:
و آنچه براى افعال ثابت است از قبيل حذف و نقل پس شايسته است براى مفعول نيز ثابت باشد مانند: بليع و مصون.
شارح گويد:
اصل « مبيع » ، مبيوع و اصل « مصون » ، مصوون بوده سپس حركت ياء و واو را به ما قبلشان نقل داديم و پس از حدوث التقاء ساكنين يعنى ياء و واو در « مبيوع » و دو واو در « مصوون » واو را در هردو حذف كرده و آنگاه ضمّه « مبيع » را به كسره مبدّل كرديم زيرا اهل لسان خوش ندارند ياء را به « واو » قلب كنند لاجرم حركت قبل يعنى ضمّه را به كسره بدل نمودند.
مصنّف گويد:
و نادر است كه اسم مفعول واوى را صحيح بياورند ولى اين معنا در اسم مفعول يائى شهرت دارد.
شارح گويد:
يعنى اسم مفعولى كه حرف علّه در آن « واو » است غالبا اعلال مىشود و تصحيح و عدم اعلالش نادر مىباشد چنانچه گفتن: فرس مقوود (اسب از جلو رانده) شده نادر است ولى اگر حرف علّه در آن « ياء » باشد تصحيح و عدم اعلالش شهرت دارد لذا بطور شايع و رائج مىگويند: مبيوع.
مصنّف گويد:
و اسم مفعول از مثل « عدا » را صحيح بياور و اعلال كن آنرا اگر اجود و بهتر را انتخاب مىكنى.
شارح گويد:
مقصود آنست كه در اسم مفعول از فعلى كه عين الفعلش مفتوح و لام الفعلش واو