المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٦٦ - مبحث ابدال
و اگر همزه مفتوح بدنبال همزه مكسور آمده باشد به ياء منقلب مىگردد نظير: أيمّ بروزن إصبع مشتقّ از « أمّ » بوده و اصل آن ءأمم است سپس فتحه ميم أوّل را به همزه نقل داديم تا بدينوسيله بتوانيم ميم اوّل را در ميم دوّم ادغام كنيم سپس همزه را به « ياء » بدل نموديم إيمّ شد.
مصنّف گويد:
همزهاى كه مكسور است مطلقا به « ياء » قلب مىشود.
شارح گويد: يعنى اعمّ از آنكه بدنبال ضمّه يا فتحه و يا كسره درآمده باشد مانند: اينّه (متكلّم وحده از باب افعال يعنى قرار مىدهم آن را يئنّ).
و نظير: أيمّه كه در اصل ائمّه (جمع امام) بوده.
و همچون إيّم بروزن إثمد كه از « امّ » مشتقّ بوده و امر حاضر است بروزن إضرب و در اصل إأمم مىباشد سپس كسره ميم اوّل را به منظور ادغامش در ميم دوّم به همزه دوّمى نقل داده و سپس همزه به « ياء » قلب گرديد.
پس از آن مصنّف مىگويد:
و همزه دوّمى كه مضموم است به واو تبديلش كن مادامى كه لفظ تامّى نباشد.
شارح گويد:
قلب همزه مزبور به « واو » مطلقا است چه اوّلى مفتوح بوده و چه مضموم و چه مكسور باشد.
و مراد از « لفظ اتم» آنست كه در آخر كلمه قرار گرفته باشد.
و بهر صورت مثال آنچه مصنّف در اينجا آورده همچون: اوّم بروزن ابلم مشتقّ از « امّ » مىباشد، اين كلمه در اصل اومم بروزن انصر بوده كه امر از امّ يأمّ همچون نصر ينصر مىباشد.
و نظير: أوّب جمع « اب » و إوّم بروزن إصبع (بضمّ باء) كه از « ام » مشتقّ است.
مصنّف گويد:
همزه دوّمى كه آخر كلمه واقع شده است مطلقا به صورت ياء مىآيد.
شارح گويد:
مقصود اينست كه اگر همزه دوّم لفظ تام و در آخر واقع شده باشد مطلقا به ياء قلب مىگردد اعمّ از آنكه بدنبال همزه مضموم آمده يا پس از فتحه يا كسره واقع شده باشد چنانچه اگر بعد از سكون نيز بيايد حكمش همين است مانند: