المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٦٥ - مبحث ابدال
الأخير سالمة لسكون ما قبلها، و فى الثّالث ساكنة لأنّها كياء قاض، و فى الثّانى مقلوبة ألفا، و فى الأوّل فعل بها ما فعل بأيد من تسكينها و إبدال الضّمّة قبلها كسرة (و أؤمّ و نحوه) و هو كلّ ذى همزين: الأوّل مفتوح و الثّانى مضموم (وجهين) للقلب و التّصحيح (فى ثانيه أمّ) أى أقصد.
ترجمه و شرح:
فصل
مصنّف گويد:
همزه دوّم را به حرف مدّ بدل نما مشروط باينكه ساكن باشد مانند: آثر و اوتمن.
شارح گويد:
مراد مصنّف اينست كه: اگر در يك كلمه دو همزه جمع شده باشد مىبايد همزه دوّم را به حرف مدّ (واو- ياء- الف) قلب كرد مشروط به اينكه همزه مزبور ساكن باشد و بايد توجّه داشت كه مدّ از جنس حركتى است كه قبل از همزه دوّم مىباشد مانند: آثر كه اصلش أأثر بوده و همزه دوّم را به الف كه از جنس فتحه است بدل نمودهايم.
و نظير: أوتمن بضمّ تاء كه اصلش أأتمن بوده و همزه دوّم را به واو كه از جنس ضمّه است بدل كردهايم.
و همچون: ايثار كه اصلش إئثار بوده و همزه دوّم را به ياء كه از جنس ياء است بدل نمودهايم.
سپس شارح گويد:
مصنّف مقيّد نمود كه همزه دوّم بايد ساكن باشد زيرا در غير ساكن تفصيلى است كه مصنّف به آن اشاره كرده و گفته است:
اگر همزه دوّم مفتوح بوده و بعد از همزه مضموم يا مفتوح واقع شده باشد به « واو » قلب مىشود و در صورتى كه بعد از همزه مكسور آمده باشد به ياء منقلب مىگردد.
شارح گويد:
توضيح كلام مصنّف اينست كه:
اگر همزه دوّم مفتوح بوده و بعد از همزه مضموم يا مفتوح قرار گرفته باشد به « واو » قلب مىشود همچون: أواخذ كه اصلش أأخذ بوده و نظير أوادم جمع آدم كه اصلش أأدم بوده است.