المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٥٥ - جواب شارح از انتقاد ابن هشام
و در اسم فاعل فعلى كه عين الفعلش اعلال شده اين ابدال صورت مىگيرد.
متن: «٩٤٥»
|
و المدّ زيد ثالثا فى الواحد |
همزا يرى فيمثل كالقلائد |
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.
المدّ: اسم، مبتداء.
زيد: فعل ماضى، مفرد، مذكّر، غائب، مجهول، حال از نائب فاعل در « يرى ».
ثالثا: حال از نائب فاعل در « يرى ».
فى: حرف جرّ.
الواحد: مجرور به « فى » ، متعلّق به « زيد ».
همزا: مفعول دوّم براى « يرى ».
يرى: فعل مضارع، مفرد، مذكّر، غائب، مجهول و ضمير مستتر در آن نائب فاعلش مىباشد.
فى: حرف جرّ.
مثل: اسم، مضاف، مجرور به « فى » ، متعلّق به « يرى ».
كالقلائد: مضاف اليه براى « مثل ».
ترجمه:
حرف مدّى كه در مفرد زائده بوده و در مرتبه سوّم قرار گرفته باشد در جمعش به صورت همزه ديده مىشود مانند: قلائد.
متن: «٩٤٦»
|
كذاك ثانى لينين اكتنفا |
مدّ مفاعل كجمع نيفا |
تجزيه و تركيب
كذاك: جارّ و مجرور، متعلّق باستقرّ، خبر مقدّم.
ثانى: اسم فاعل، مضاف، مبتداء مؤخّر.
لينّين: مضاف اليه، موصوف.
اكتنفا: فعل ماضى، تثنيه، مذكّر، غائب، ثلاثى مزيد، باب افتعال، متعدّى، صفت