المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٩٠ - فصل وقف به هاء سكت و احكام آن
كلمه در حال وصل هاء سكت را متّصل و ملحق مىكنند مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
فانظر الى طعامك و شرابك لم يتسنّه و انظر الى حمارك الخ.
( به طعام و شراب خود نظر نما كه هنوز تغيير ننموده و الاغ خود را نيز بنگر الخ).
و غير از الحاق هاء سكت از احكام ديگر وقف را نيز در حال وصل به كلمه واقع در نثر ملحق مىكنند مانند قلب در كلمه « حبلو » كه در نثر ذيل واقع شده:
هذه حبلو يافتى (اين است زن باردار اى جوان).
كلمه « حبلو » در اصل « حبلى » بوده سپس الفش را به « واو » قلب كردند كه اين امر در حال وقف صورت مىگيرد ولى چنانچه مىبينيم در حال اتّصال « حبلى » به « يافتى » انجام گرفته است.
البتّه همان طورى كه مصنّف گفته اين معنا در شعر و نظم كثير و فراوان است مانند آنچه در قول رؤبة بن عجاج تميمى آمده:
|
تترك ما ابقى الدّبا سبّا |
مثل الحريق و افق القصبا |
يعنى: وا مىگذارد آنچه را كه باقى گذارده است ملخهاى كوچك چون بيابان خالى از گياه مثل آتش سوزانى كه اين صفت داشته باشد بيايد برخوردنىها و اثرى از آنها باقى نگذارد.
شاهد در جارى نمودن حكم وقف يعنى تضعيف و ادغام باء در « قصّبا » بوده كه در حال وصل بجهت ضرورت صورت گرفته است.
قوله: و ذلك جائز: مشار اليه « ذلك » وقف با هاء سكت مىباشد.
قوله: فانّه واجب:
ضمير در « فانّه » به الحاق هاء سكت راجع است.
قوله: و ذلك جائز و ليس حتما: مشار اليه « ذلك » حذف الف « ما » و الحاق هاء سكت به آن مىباشد.
قوله: هاؤم اقرؤا كتابيه: آيه (١٩) از سوره الحاقّه.
قوله: و مثله الفعل الماضى: ضمير در « مثله » به ما لا يلزم بنائه راجع است.
قوله: و شذّ مجيئ ذلك: مشار اليه « ذلك » وصل هاء سكت به ما لا يلزم بنائه مىباشد.
قوله: فتأمّل: شايد اشاره باشد به اينكه جواب فوق اگرچه اشكال را رفع مىكند ولى اشكال ديگرى وارد مىگردد و آن اينست كه مصنّف اگر از ابتداء حكم باستحسان