المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٥٩ - مبحث نسب
ترميمش و نيز فتحه دادن به عينش لازم و واجب است.
شارح گويد:
منظور اينست كه اگر اسمى معتلّ اللّام بوده و فاء الفعلش حذف شده باشد همچون: شية هنگام نسبت واجب است محذوف را جبران كرده و فاء الفعل را برگردانيم و نيز به عقيده سيبويه لازم است عين الفعلش را مفتوح كنيم بنابراين در اسم منسوب به « شية » كه در اصل « وشى » بوده مىگوئيم: وشوىّ.
ولى اخفش اجازه داده كه عين الفعلش را در هنگام نسبت ساكن گردانيم از اينرو وى در اسم منسوب به كلمه مزبور گفته است: وشيىّ (بفتح واو و سكون شين و كسره ياء لام الفعل).
و امّا حكم غير معتلّ اللّام، اينست كه فاء الفعل محذوف را در وقت نسبت برنگردانده و آنرا جبران و ترميم نمىكنند چنانچه در اسم منسوب به « عدة » مىگويند: عدىّ و چنانچه ملاحظه مىكنيم فاء الفعل محذوف يعنى « واو » در اسم منسوب برنگشته است.
مصنّف گويد:
واحد و مفرد را ذكر كن در حالى كه جمع را منسوب مىنمائى مشرط باينكه در وضع با مفرد شباهت نداشته باشد يعنى در صورت عدم مشابهت اگر خواستى جمع را منسوب كنى مفردش را منسوب نما.
شارح گويد:
حاصل مراد مصنّف اينست كه: در اسم منسوب به جمع بجاى اينكه ياء نسبت را به جمع ملحق كنى به مفردش ملحق نما مشروط باينكه جمع از نظر وضع با مفرد شباهت نداشته باشد بنابراين در اسم منسوب به « فرائض » مىگوئيم: فرضىّ.
بخلاف جمعى كه با مفردش در وضع شبيه باشد چه آنكه در اسم منسوب به آن ياء نسبت را به خود جمع ملحق كرده نه به مفردش لذا در اسم منسوب به « انمار » و « انصار » كه جمع « نمر » و « ناصر » هستند مىگوئيم: انمارى و انصارى.
لازم بتذكّر است كه مقصود از شباهت جمع به مفرد از حيث وضع آنست كه علم باشد چنانچه « انمار » علم است براى قبيلهاى از قبائل عرب همان طورى كه « انصار » علم است براى جمعى از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يعنى آندسته از اصحابى كه اهل مدينه مىباشند.