المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٥٤ - مبحث نسب
همزه را حذف كرده و پس از آن ياء مشدّده را به آن ملحق مىكنند.
سپس شارح گويد:
آنچه ذكر شد مرام و عقيده سيبويه و خليل مىباشد ولى در مقابل ايشان قول يونس بن حبيب است كه از بصريّون محسوب شده و منسوب به قبيله بنى ظبة بوده امّا نه از راه قرابت بلكه به طريق ولاء يعنى از عبيد و مماليك اين قبيله به حساب مىآيد و بهر صورت وى مىگويد:
حذف تاء از « اخت » و « بنت » ممتنع است لذا در منسوب به آندو مىگوئيم:
اختى و بنتى.
شارح گويد:
گفته يونس مطلبى است كه من نيز به آن مايل و راغب هستم چه آنكه در غير اينصورت و طبق گفته سيبويه و خليل اسم منسوب به اخت با منسوب به اخ اشتباه مىشود در حالى كه بنابر گفته يونس اين اشتباه هرگز پيش نمىآيد.
مصنّف گويد:
حرف دوّم از اسمى كه دو حرفى بوده و حرف دوّمش لين مىباشد را مضاعف كن مانند: لا و لائى.
شارح گويد:
مقصود اينست كه: در ساختن اسم منسوب از هركلمهاى كه دو حرفى بوده و حرف دوّمش از حروف لين مىباشد واجب است حرف دوّم را مضاعف كنند.
حال اگر حرف دوّم الف باشد بعد از مضاعف شدنش به همزه قلب شده و مىتوان آنرا به واو نيز قلب نمود مانند: اسم منسوب به « لا » كه مىشود لائىّ يا لاوىّ.
و در صورتى كه ياء و يا واو باشد پس از مضاعف شدن دوّمى از مضاعفين را به واو بايد قلب كرد مانند اسم منسوب به « فى » و « لو » كه علم براى شخص باشند چه آنكه در منسوب بايندو مىگوئيم:
فيوىّ و لووىّ.
و امّا اسمى كه دو حرفى بوده و حرف دوّمش صحيح باشد در منسوب به آن هم تضعيف و هم عدم آن جايز است نظير اسم منسوب به « كم » كه مىگوئيم: كممىّ و كمىّ.
قوله: كما فى شرح الكافية: يعنى مصنّف در شرح كافيه تعبير به « و لا بكنية» نموده.
قوله: و هو يقوّى بحثى: ضمير « هو » به كلام مصنّف در شرح كافيه راجع است و