المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٣٧ - حكم جمع مؤنث در اسم مقصور و ممدود
او: عاطفه.
خفّفه: فعل و فاعل و مفعول، فعل امر، مفرد، مذكّر، حاضر، ثلاثى مزيد، باب تفعيل.
بالفتح: جارّ و مجرور، متعلّق به « خفّفه ».
فاء: عاطفه.
كلّا: مفعول مقدّم براى « رووا ».
قد: بمعناى تحقيق.
رووا: فعل ماضى، جمع، مذكّر، غائب، ثلاثى مجرّد، از باب ضرب، يضرب.
ترجمه:
عين الفعلى را كه پهلوى غير فتحه آمده در جمع با الف و تاء يا ساكن كن و يا بواسطه فتحه دادنش كلمه را خفيف نما، پس هريك از ايندو وجه را ادباء نقل و روايت كردهاند.
متن: «٧٨٩»
|
و منعوا إتباع نحو ذروه |
و زبية و شذّ كسر جروه |
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.
منعوا: فعل ماضى، جمع، مذكّر، غائب، ثلاثى مجرّد، از باب فعل، يفعل، متعدّى، معلوم، فعل و فاعل و فاعل آن ضمير جمع مىباشد.
اتّباع: مصدر از باب افتعال، مضاف، مفعول براى « منعوا ».
نحو: مضاف اليه، مضاف.
ذروة: مضاف اليه « نحو ».
واو: عاطفه.
زبية: معطوف به « ذروه ».
واو: عاطفه.
شذّ: فعل ماضى، مفرد، مذكّر، غائب، ثلاثى مجرّد، از باب نصر، ينصر، لازم، معلوم، مضاعف.
كسر: مصدر، مضاف، فاعل براى « شذّ ».