المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٩١ - مبحث حكايت
و اگر مراد حكايت « لقوم » باشد لازمست بگوئيم: منين (نزد چه كسانى).
چه آنكه « لقوم » مجرور بوده لاجرم « من » نيز در جمع و مجرور بودن مىبايد با آن مطابق آورده شود.
مصنّف گويد:
و اگر « من » را وصل كنى لفظش مختلف نشده و پيوسته به يك نحو استعمال مىشود.
و اينكه در شعر « منون » آمده نادر و كمياب است.
شارح گويد:
مقصود و مراد اينست كه: اگر با « من » در حال وصل بخواهيم از نكرهاى حكايت كنيم مطلقا تغيير نكرده و پيوسته به يك نحو استعمال مىشود يعنى در تمام حالات « من » به حال خود باقى است چه نكره محكيّه مفرد بوده و چه تثنيه و چه جمع باشد،
مذكّر بوده يا مؤنّث باشد، بنابراين به كسى كه گفته است:
جاء رجل يا جائت امرئة يا جاء رجلان يا جائت امرئتان يا جاء رجال.
در تمام اين عبارتت مىگوئيم: من يا هذا؟ چه كسى اى شخص؟
البتّه ندرتا در اشعار به آن علامت تثنيه و جمع را ملحق كرده مثلا مىگويند: منان و منين يا منون و منين چنانچه در قول شمر بن حارث چنين آمده:
|
اتوا نارى فقلت منون انتم |
فقالوا الجنّ، قلت عمرا ظلاما |
يعنى: آمدند آن جماعت نزد آتش من، پس گفتم كه شما كيستيد؟
گفتند كه ما جنيّانيم.
گفتم به ايشان: خوشگذران باشيد از حيث تاريكى يعنى شب به شما خوش باشد.
شاهد در « منون » است كه در حال وصل جمع مذكّر آمده.
مصنّف گويد:
و علم را بعد از « من » حكايت كن مشروط باينكه از حرف عاطفى كه به « من » مقرون بوده عارى باشد.
شارح گويد:
بنابراين به كسى كه گفته است: جاء زيد (آمد زيد).
بگو: من زيد (زيد كيست)؟
و به شخصى كه گفته: رأيت زيدا (ديدم زيد را).