المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٨٥ - مبحث حكايت
رأيت رجلا (ديدم مردى را).
بگو: منا (چه كسى را)؟
در اين مثال « من » حكايت نصب « رجل » را نموده لذا نونش را ابتداء مفتوح كرده و سپس از اشباع فتحه « الف » حاصل گرديده است.
و به آن كس كه گفته:
مررت برجل (گذشتم به مردى)
بگو: منى (به چه كسى)؟
در اين مثال « من » حكايت جرّ « رجل » را نموده از اينرو نونش را ابتداء مكسور كرده و سپس از اشباع كسره « ياء » وجود پيدا كرده.
مصنّف گويد:
و بگو: منان و منين بعد از « لى الفان كابنين».
و نون ايندو را ساكن نما تا به عدالت رفتار كرده باشى.
شارح گويد:
مقصود اينست كه اگر كلمه تثنيهاى را بخواهى با « من » حكايت كنى لازم است به آن الف و نون (در حال رفعى) و يا، ياء و نون (در حال نصب و جرى) وصل كرده و بگوئى منان و منين چنانچه پس از كلام شخصى كه گفته:
لى الفان كابنين (من دو دوست دارم همچون دو فرزند).
مىگوئى:
منان (كدام دو رفيق).
يا مىگوئى:
منين (كدام دو فرزند).
و چنانچه ملاحظه مىكنيم « منان » چون در مقام حكايت اعراب و تثنيه بودن « الفان » است هم مرفوع آمده و هم تثنيه و « منين » چون در « ابنين » را حكايت مىكند مجرور و تثنيه آورده شده است.
ناگفته نماند نون « منان » و « منين » را بايد ساكن نمود تا به عدالت رفتار شده باشد.
مصنّف گويد:
به كسى كه گفته است: اتت بنت، بگو: منة.