المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٩٣ - فصل مبحث عوامل جزم
شرط فعل مضارع و جواب ماضى مىباشد.
و نظير قول شاعر ديگر:
|
دسّت رسولا بانّ القوم ان قدروا |
عليك يشفوا صدورا ذات توغير |
يعنى: پنهانى فرستاد آن محبوبه رسولى را باينكه قوم اگر قدرت بيابند برتو شفا مىدهند سينههائى را كه اين صفت دارند صاحب كينه و عداوت مىباشند بواسطه كشتن تو.
شاهد در « ان قدروا عليك يشفوا» است كه شرط در آن ماضى و جوابش فعل مضارع مىباشد.
قوله: و الاصحّ منع ذلك: مشار اليه « ذلك » جزم بواسطه « اذا » مىباشد.
قوله: لعدم وروده: يعنى لعدم ورود الجزم باذا.
قوله: ثمّ ما كان منها للزمان او المكان: ضمير در « منها » به ادات شرط راجع است.
قوله: ان اشتغل عنه الفعل: مانند من تضربه اضربه.
در اين مثال « تضرب » در ضميرى عمل كرده كه به « من » راجع است لذا « من » محلّا مرفوع بوده تا مبتداء باشد.
قوله: و الّا فينصب به: مانند: من تضرب اضربه.
در اين مثال چون « تضرب » در ضمير « من » عمل نكرده قهرا در « من » عمل نموده و آن مفعول مقدّم است براى « تضرب » از اينرو محلّا منصوب مىباشد.
قوله: ان تبدوا ما فى انفسكم الخ: آيه (٢٨٤) از سوره بقره.
متن: «٧٠٠»
|
و بعد ماض رفعك الجزا حسن |
و رفعه بعد مضارع وهن |
تجزيه و تركيب
واو: استينافيّه.
بعد: اسم، مضاف، ظرف، متعلّق به « حسن ».
ماض: مضاف اليه.