المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٩٢ - فصل مبحث عوامل جزم
در ضميرشان عمل كرده باشد و در غير اين صورت فعل شرط در آنها عمل نصب مىنمايد.
مصنّف گويد:
ادوات شرط مقتضى دو فعل بوده كه يكى از آندو شرط و مقدّم و پهلوى جزاء است و جزاء را جواب نيز مىخوانند.
شارح گويد:
ادوات شرط مانند: ان و آنچه بعد از آن ذكر شده خواهان دو فعل هستند.
الف: فعل شرط.
ب: جزاء.
شرط فعلى است كه مقدّم و قبل از جزاء قرار مىگيرد.
مثلا در مثال: ان تجلس اجلس (اگر بنشينى مىنشينم).
تجلس فعل شرط و اجلس جزاء مىباشد.
و بايد توجّه داشت كه جزاء را بنام ديگر نيز مىخوانند و آن عبارتست از جواب البتّه شرط و جواب از سه حال خارج نيستند.
١- آنكه هردو ماضى باشند مانند:
ان عدتم عدنا ( اگر دشمنى بورزيد من هم دشمنى مىكنم).
در اين فض هردو محلّا مجزوم بوده نه لفظا.
٢- آنكه هردو مضارع باشند نظير آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
ان تبدوا ما فى انفسكم او تخفوه يحاسبكم به اللّه ( اگر آنچه در نفوستان بوده ظاهر كرده يا مخفى بداريد خداوند با آن شما را بحساب مىكشد).
در اين صورت هردو لفظا مجزوم مىباشند.
٣- آنكه شرط و جزاء متخالف باشند يعنى شرط مضارع و جزاء ماضى يا عكس آن باشد مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
ان تصرمونا وصلناكم و ان تصلوا |
ملاتم انفس الاعداء ارهابا |
يعنى: اگر قطع الفت كنيد از ما مواصلت مىنمائيم ما با شما و دست از شما برنمىداريم و اگر شما مواصلت كنيد با ما پر نمودهايد نفسهاى دشمنان را از ترس و وحشت.
شاهد در « ان تصرمونا وصلناكم» و « ان تصلوا ملاتم» است كه در ايندو جمله