کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٧٧ - تنبيه
پس چون بثبوت رسيده كه خطوط خارجه از مركز بمحيط متساوىاند پس نظر كن بعين اعتبار بادوار أقدار باظهار اين أسرار از حجب أستار بأنوار مشكاة أفكار كه چگونه جريان يافت، و اين مقدار كافيست از براى ذوى الابصار، «و اين آخر كلام ابن طلحه است».
مؤلف كتاب رحمه اللَّه ميفرمايد كه: آنچه او فرموده دليل معول عليه نيست در اثبات مطلوب، و حجت قاطعه نيست كسى كه خواهد اظهار حق را از استار غيوب، و دفع نميكند نزاع كسى كه جرى است در خلاف و شقاق بر اسلوب، زيرا كه او مستند شده باستخراج آنچه در خواطر و اذهان است از مطابقه عدد بعددى، و كجا اين معنى است از برهان كه اگر قائل گويد كه هر يك از آسمان و زمين و كواكب متحيره و ايام و بحار و أقاليم هفت هفت است پس واجب است كه امامان نيز هفت باشند قائل اول را نيست كه مسلم دارد اين را و تصديق نمايد اين را از ثانى.
پس اعتماد در امثال اين امور بر نقل است، يا از نبى يا از ائمه صلوات اللَّه عليهم، و اگر چه عقل اقتضاى آن ميكند كه لا بد است از شخصى كه قيام نمايد بامور و مصالح مردم، و دلالت كند ايشان را بطريق خيرات، و اهتمام نمايد باقامت حدود و استيفاء أموال و تفريق آن در وجوه آن، و حافظ نظام عالم باشد و غير از اين از مصالح، أما اقتضاى تعيين عدد معلومى نميكند و انحصار او در عدد دون عدد، و اين بصريح نقل معلوم مىشود يا بتأويل اگر احتياجى بتأويل باشد.