کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٦١ - در ذكر مخاطبت آن حضرت بامير المؤمنين در عهد نبى
فرموده كه صدور و حصول آن از وحى الهى بوده، چه آن حضرت از پيش خود چيزى نگفت بدليل وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى اما ذكر آن از طرق شيعه معنى ندارد، زيرا كه بر منكر سند و حجت نيست از علماء جمهور.
با وجود آنكه من بحث كردم ببعض علماى ايشان از مدرسان مذهب أحمد بن حنبل، و ايراد كردم بر او حديثى را از مسند امام او كه پيش او بود، او گفت: احاديث مسند را أحمد التزام ننموده بصحت آن تا بر من حجت باشد.
و مثل اين از صحيح ترمذى آوردم طعن كرد در يكى از رجال رواة آن.
گفتم اين مكابره است و ممتنع است با شما بحث كردن.
گفت: چرا؟
گفتم: از براى آنكه شما طعن مىكنيد آنچه را كه ايراد مينمائيد شما از مشايخ و ائمه خود كه مدار قواعد شما بر آنست، پس چون متحقق شود بحث ميان ما و شما؟ يا قايم توانيم ساخت دليلى بر مدعاى خود؟
و ليكن من ايراد مينمايم اين را آنچه از طرق ايشانست، اگر اذعان كردند و انقياد نمودند فبها، و الا سبيل ايشان مثل سبيل غير ايشان باشد از منكران و معاندان كه كتمان حق نمايند كما قال اللَّه تعالى لَيْسَ عَلَيْكَ هُداهُمْ و السيد السعيد رضى الدين على بن موسى بن طاوس رحمه اللَّه و الحقه بسلفه تأليف فرموده در اين