کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٧٦ - فصل
و ديگرى اين چنين و آوازه در ميان يك ديگر بلند كردند تا خداى تعالى باين سبب ترس در دل ايشان انداخت و شنيدم كه راجز اين رجز مىگفت:
|
قتل على عمروا |
صاد على صقرا |
|
|
قصم على ظهرا |
ابرم على امرا |
|
|
هتك على سترا |
يعنى كشت امير المؤمنين (ع) عمرو را و صيد كرد آن حضرت چرغ صياد را كه قتل عمرو بود و شكست آن حضرت پشت و پناه أهل شرك را و داد مبالغه داد در اين مبارزت و كار را محكم ساخت و دريد پرده ناموس اهل كفر را.
بعد از آن فرمود كه: حمد و ستايش معبودى را كه دين اسلام در ميان مردمان ظاهر ساخت و بيخ و ريشه شرك را از پا انداخت، و چون امير المؤمنين (ع) رايت رفعت آيت را در أصل حصن ايشان قايم گردانيد أهل حصار روى آوردند و فحش بر زبان مىراندند.
امير المؤمنين (ع) را از آن كلمات كراهت آمد خواست كه مراجعت فرمايد ناگاه آفتاب نور احمدى از افق جانب يثرب طالع شد و بنزديك حصار فرموده سخنان واهيه ايشان را بسمع شريف رسانيدند آواز داد كه اى برادران قردة و خنازير ما كه به پيشگاه قومى بر سبيل قهر و غلبه فرود آمديم بدا حال و مآل آن قوم، گفتند: يا ابا القاسم تو جهول و فحش گوى نيستى، آن حضرت از آن شرم داشته بطريق قهقرى اندكى بازگشت.
و فرمود كه: در برابر حصار ايشان خيمه اجلال زدند و بيست و پنج شبانه روز آنجا محاصره كردند تا آخر بآن قرار يافت كه هر حكمى كه سعد بن معاذ در باره ايشان بكند از آن سر نپيچند و تابع گردند، چون سعد حاضر شد گفت: من چنين حكم ميكنم كه مردان ايشان را بقتل آرند و زنان و اطفال ايشان را به اسيرى بگيرند، و اموال ايشان را در ميان مسلمانان قسمت نمايند آن حضرت فرمود كه: أى