کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٤٣ - غزوه بدر
چنانچه قرآن از آن خبر ميدهد در سوره انفال كه كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ تا آنجا كه وَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ.
و مجمل خبر اين غزا آنست كه چون مشركان در بدر حاضر شدند بكثرت عدد و عدد خود مستظهر شده و مسلمانان را اندك ديده اصرار بر قتال نمودند و از ميان أهل شرك عتبة بن ربيعه و برادر او شيبه و پسرش وليد بيرون آمده مبارز طلب كردند، عتبه آواز داد كه اى محمد اكفاء ما را بمبارزات ما بيرون فرست، سه جوان از انصار مبادرت نموده بمبارزت ايشان بيرون رفتند عتبه گفت كه: نسب خود را بگوئيد گفتند، گفت: شما باز گرديد كه أكفاء ما نيستيد ما بنى أعمام خود را ميخواهيم كه بمبارزت ما بيرون آيند، ايشان بازگشتند.
پيغمبر فرمود كه: أى على و أى حمزه و أى عبيده برخيزيد و بمبارزت ايشان بيرون رويد بر آن حقى كه حق تعالى بر شما دارد كه نبى خود را بر شما مبعوث گردانيده كه اهل باطل ميخواهند كه نور الهى فرو نشانند، ايشان بيرون رفته صف كشيدند و بواسطه خودى كه بر سر داشتند ايشان را نشناختند، عتبه گفت تكلم كنيد تا بدانيم كه چه كسيد حمزه گفت: منم حمزة بن عبد المطلب امير المؤمنين گفت: منم على بن أبى طالب، عبيده گفت: منم عبيدة بن حارث بن عبد المطلب، عتبه گفت كه: شما كفو مائيد، پسر خود وليد را گفت: چون تو خوردسالى بمبارزت على بيرون رو كه او نيز خورد سالست، و شيبه كه بزرگ سال است در مقابل عبيده بيرون رود، و من در مقابل حمزه بايستم.
وليد بمبارزت امير المؤمنين (ع) بيرون آمد و با يك ديگر گرديدند وليد پليد ضربت حواله