کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٨٧ - ذكر امير المؤمنين و امام المتقين على بن ابى طالب عليه الصلاة و السلام
تو از من بمنزله هارونى از موسى الا آنست كه بعد از من پيغمبرى نخواهد بود، يعنى اگر ميبود تو مىبودى.
و اين حديث نيز در صحاح است، و از مسند احمد بن حنبل نيز منقولست بچند طريق، پس ثابت باشد وزارت او از براى رسول و قيام بهر چه هارون بآن اقدام نموده، الا نبوت را كه استثنا فرمود چنانچه قرآن از آن مخبر است كه وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي و در استخلاف فرمود كه: اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ پس خلافت او ثابت شد بحكم تنزيل و هر چه از براى هارون ثابت بود آن حضرت براى او مقرر كرد غير نبوت، و او را خليفه خود ساخت كه پشت او باو محكم شود و قيام بامور دين نمايد كه دين استحكام پيدا كند.
و اين در كتاب بسيار مذكور خواهد شد بتقريب.
و امامت او بعد از نبى ٦ سى سال بود از آن جمله بيست و چهار سال و چند ماه ممنوع بود از تصرف كه بتقيه و مدارا سلوك ميفرمود بواسطه قلت انصار چنانچه در نهج البلاغه مذكور است كه:
«فطفقت أرتئي بين أن اصول بيد جذاء او اصبر على طخية عمياء»
يعنى من در ايستادم و فكر ميكردم در ميان دو أمر بآن كه حمله آرم بدست بريده كه كنايه از عدم ناصر است، يا آنكه صبر كنم بر اين ظلمت پر وحشت كه راه به بيرون نميرود، و پنج سال و چند ماه ديگر مشغول بود بجهاد منافقين از ناكثين و قاسطين و مارقين كه اول جنگ جمل است كه با طلحه و زبير كرد، و دوم جنگ صفين است كه با معاويه غاويه كرد، و سيم جنگ نهروان است كه با خوارج كرد، و تفصيل آن مذكور خواهد شد