کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٨٢ - ذكر امير المؤمنين و امام المتقين على بن ابى طالب عليه الصلاة و السلام
در قبر او افكند تا از فشردن قبر ايمن شود، و تلقين فرمود او را بولايت امير المؤمنين و خود تا درون قبر رفت و لحد كند و خاك بيرون مىريخت و چون لحد تمام فرمود در آنجا خسبيده و بعد از آن اين دعا فرمود كه:
اللَّه الذى يحيى و يميت و هو حى لا يموت اغفر لأمي فاطمه بنت اسد، و لقنها حجتها و وسع عليها مدخلها بحق نبيك محمد و الأنبياء الذين من قبلى فانك ارحم الراحمين
و أمير المؤمنين (ع) اول هاشمى بود كه از دو هاشمى بوجود آمد: يكى أبو طالب و ديگر فاطمه بنت اسد و بعضى گفتهاند در حال تولد آن حضرت بيست و هشت سال از عام الفيل گذشته بود أما نزد ما اول اصح است.
ابن مغازلى فقيه مالكى روايت كند از على بن حسين ٨ كه ما بزيارت پدر بزرگوار خود امام حسين (ع) رفته بوديم و در آنجا زنان بسيار بطواف آمده بودند يكى از ايشان بجانب من آمد و گفتم تو كيستى، گفت من زبده بنت عجلان از بنى ساعده، گفتم: نزد تو هيچ چيز هست از حكايات و روايت كه براى ما بگوئى، گفت بلى و اللَّه كه حديث كرد بمن ام عماره بنت عبادة بن نضلة بن مالك بن عجلان ساعدى كه:
ما يك روزى در مكه در ميان زنان عرب نشسته بوديم كه أبو طالب پيدا شد بغايت حزين و غمين پرسيديم كه حال تو چيست، گفت كه فاطمه بنت اسد بدرد زادن است و بسى ألم دارد من براى آن غمگينم و دست مرا گرفت و بخانه كعبه برد و گفت اينجا بنشين بياد اسم حقتعالى در اين حالت او را وضع حمل شد و از درد آن خلاصى يافت و فرزندى آورد بغايت مسرور و پر نور و بسى پاك و پاكيزه كه بزيبائى روى و موى او نديدم، و او را على نام نهادند، و پيغمبر آمد و او را برداشت و بمنزل او برد، بعد از آن امام زين العابدين (ع) فرمود: و اللَّه كه من هرگز سخنى از اين بهتر و با ذوقتر نشنيدم.
و در كتاب بشائر مصطفى آورده مرويست از يزيد بن قعنب كه او گفت: من نشسته بودم با