کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٨٠ - تنبيه
بر دل هر منصف تافته.
چه امامت و خلافت ائمه اثنا عشر نزد ما مقرر و معين شده بنصوص واضحه جليه بىشائبه ريب و شك، و ما را در احتجاج بامامت ايشان احتياج نيست كه از كتب ايشان استنباط كنيم و ايراد اين از كتب ايشان بواسطه آن بود تا بر ايشان حجت باشد.
و قدح نميكند در مراد و مقصود ما كه ايشان ممنوع بودند از خلافت و معزول بودند از منصبى كه حق سبحانه و تعالى بر ايشان اختيار فرموده و جماعتى بغير حق و تعدى آن را از ايشان اخذ كرده باشند، زيرا كه تكذيب و انبيا كردن و ايشان را مدخل ندادن در امورى كه بآن مبعوثاند قدح در نبوت ايشان نميكند، پس بواسطه عناد بعضى نابكار نقص در شرف ايشان نشود، بلكه وبال و وخامت عاقبت بر آن جماعت خواهد بود كه كمر عداوت بسته و منصوب من قبل اللَّه را مدخل نميدهند كه عزيز كرده خدا را ذليل نتوان ساخت، و بتعدى بر ايشان اطفاء نور ايشان نميتوان كرد.
و امير المؤمنين (ع) فرمودهاند كه بر مؤمن نقص و ذلتى نيست در آنكه مظلوم باشد مادام كه شك نياورد در دين و ريب ننمايد بيقين خود.
و عمار ياسر رضوان اللَّه عليه در ايام صفين ميفرمود كه: و اللَّه كه اگر دشمن بضرب شمشير ما را از عالم بيرون كند هر آينه ميدانيم كه ما بر حقيم و ايشان بر باطل، و اگر كسى در اين امور تأمل نمايد وضوح تمام دارد كه حق كيست و باطل چيست.
و اما نص بر امامت ايشان بر آن وجه است كه كمال الدين بن طلحه ايراد نمود كه پيغمبر ٦ «ج ٥»