کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٩٤ - ذكر اولاد آن حضرت از ذكور و اناث عليه و
و آن جنگ با معاويه غاويه بود، او را مآثر و مدايحى است كه مصافحه كرده شهب ستارگان بالا را كه در بلندى و علو قدر و منزلت بر كيوان سبقت كرده و بلندتر آمده، و او طريقى نهاده در شاهراه هدايت و جوانمردى كه بپا داشته از براى طالب خود آنچه او خواهان است بر آن طرق موجود است بسا از دست جود و بخششى كه تراست در ميان ما أى ابا الحسن كه فايق است آن يد جود بر باران درشت قطره ريزنده، و بسا كه كشف كردى از اسلام تيرگى مصائب و حوادث را كه ظاهر بود كه ميدريدند از نيشهاى كج تعدى و ظلم كه فرو ميبردند در آن، و بسا كه نصرت دادى رسول اللَّه را در حالتى كه شمشير تسلط تيز كشيده بودى مثل شمشير برنده برهنه دو دم او خالى باشد از خلل، و بسا روزى كه همچو سايه نيزه كه ساكن نميشد نفس شجاع دلير بآن روز از شدت وهله و مهلكه معركه، و درنده صفوف جنگ در آن روز در تنگناى ميبود كه مجال گريز نميماند او را و محل فرود آمدن مرگ فانى نميشود بر فرود آوردن شمشير يعنى جان نميشد برد در آن روز از دست آن حضرت، و در آن روز غبار پر ميكرد اطراف معركه را در وقتى كه ميانگيخت غبار خود را پس ميگشت همچو كوه بلند بر بالاى كوه ديگر، تو ميشكافتى آن گرد و غبار را بسر شمشير بران و باسبان رونده دونده تند و تيز و بر سر نيزه. بذل و فدا كردى نفس خود را در نصرت پيغمبر و بخيلى نكردى و نبودى در هيچ حال كه بخلورزى نه در سر و نه در زر، و برخاستى منفرد و تنها همچو نيزه كه بر پاى باشد از جهت مددكارى پيغمبر نه آنكه ترسان باشى و نه آنكه ديگرى را بجاى خود بفرستى، هلاك ميساخت لشكرى را بمجرد قصد و عزم، اگر حمله مىآوردى بقصد سنگهاى سخت از تاب صدمه تو مىافتادند از قلههاى كوه بلند، أى شريفترين مردمان خواه از عرب و خواه از عجم، و افضل مردمان هم در قول و هم در عمل، اى آن كسى كه بأو شناخته مىشود راه راست و بأو اميد داشته مىشود سالم بودن نزد حادثهاى بزرگ، اى آنكه باز گردانيد رسوم عدل را بتزيين و آراستگى بعد از آنكه دراز كشيده بود و بسر آورده او را وحشت عطلت، اى سوار نامدار مركب رهوار، اى آنكه همه يلان و پهلوانان ذليل و فروتنند او را، اى آنكه همه خلق خدا همچو خادم و غلامند او را، أى بهترين مردمان؛ اى آنكه نظيرى و مثلى نيست او را، أى آنكه مناقب او ضرب المثل است در ميان مردمان فراگير از مدايح من آنچه استطاعت و توانائى دارم از روى كرم، پس اگر عاجز شدم از استقصاى آن پس بدرستى كه آن عجز از قبل منست، و زود باشد كه هديه آرم از براى شما مدحى را كه آراسته باشم آن را بزيور اوصاف كمال اگر باشم صاحب قدرت و توانائى، يا دراز كشيده شود در أجل من يعنى اگر عمر أمان دهد.
و ديگر مؤلف كتاب رحمه اللَّه ميفرمايد كه: چون در اين مضمار بجز عذر و اعتذار گريزى نيست، وصف حال خود را بدين دو بيت اختصار مينمايم:
|
احبك حبا لو يفض يسيره |
على الخلق مات الخلق من شدة الحب |
|