کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٥٧ - فصل
گفت: هيهات هيهات أخو تيم حاكم شد و عدل ورزيد و كرد آنچه كرد و اللَّه كه غير از اين نيست كه چون او هلاك شد ذكر او نيز از پى او هلاك گشت مگر قائلى احيانا گويد: ابو بكر باز اخو بنى عدى ملك شد و سعى نمود و ده سال داد عدل داد و كرد آنچه كرد چون مرد نام را نيز با خود برد تا چون باشد كه كسى گويد: عمر و باز عثمان حاكم و والى شد كه در نسب نظير نداشت و كرد آنچه كرد پس او نيز هلاك شد و ذكرش و آنچه با وى كردند همه با وى رفت.
و اين زمان اخو بنى هاشم هر روز پنج نوبت فرياد ميكنند كه «اشهد ان محمدا رسول اللَّه» پس كدام عمل و چه چيز باقى خواهد ماند بعد از اين غير از دفن چيزى ديگر نيست.
و مؤلف كتاب ميفرمايد كه نظر كن بقول معاويه غاويه و عقيده فاسده او در باب نبى ٦ اين كلمات واهيه و با امير المؤمنين (ع) محاربه نمودن كه مبرهنست كه حب على فرع حب رسول است و اقرار بنبوت و تصديق او.
|
و ان الجرح ينفر بعد حين |
اذا كان البناء على الفساد |
|
و ديگر زبير حديث كند از رجال خود كه ابن زبير گفت بابن عباس كه: تو مقاتله نمودى بام المؤمنين و حوارى رسول اللَّه ٦ و فتوى دادى بتزويج متعه گفت: تو بيرون آوردى او را و پدر و خال تو و بما او را ام المؤمنين ميگويند، و ما او را بهترين پسران بوديم، حق تعالى از او درگذراناد،