کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٥٥ - فصل
خود كردهايد، اگر خطا است واجب است بر شما كه از آن استغفار نمائيد، و اگر صواب است لازم است بر شما كه از آن امساك كنيد.
گفت: چه ميگوئى در باب على بن ابى طالب (ع)؟ گفت: آنچه جد تو عباس و عبد اللَّه گفتهاند در باب وى، گفت: چه گفتهاند.
گفت: أما عباس تا وقت مردن بر اين بود كه او أفضل اصحاب رسول اللَّه است، و ميديد و مشاهده ميكرد كه بزرگان صحابه و مهاجرين بوى احتياج داشتند در حوادث و وقايع، و او بهيچ كدام از اينها احتياج نداشت تا از دنيا رحلت فرمود.
و أما عبد اللَّه بن عباس در خدمت آن حضرت بدو شمشير قتال ميكرد، و با همه حروب و معارك همراه بود، و او را رأس و رئيس و قايد و مطاع خود ميدانست، پس اگر امامت او از روى جور مىبود پس بايستى كه اول كسى كه تقاعد نمايد از او پدر تو باشد زيرا كه او را مىشناخت در امور دين و فقاهت او را ميدانست در احكام اللَّه بر مسلمين، مهدى از اين سخنان خاموش شده شريك بيرون رفت؛ و نبود ميان عزل او و اين مجلس مگر هفته يا مانند آن.
و ديگر زبير از رجال خود روايت ميكند كه ايشان از حسن بصرى روايت كردهاند كه او ميگفت كه: چهار خصلت در معاويه غاويه بود كه اگر نميبود از آن خصال ذميمه مگر يكى از آن كافى بود بر استهلاك او: ربودن او بر اين امت بواسطه سفها تا غايتى كه ميربود امر ايشان را بىمشورت ايشان، و تردد در كار او با وجود بقاياى صحابه كه أهل فضل و دين بودند در ميان ايشان، و خلافت را در وقت مردن به يزيد پسرش تفويض كردن و حال آنكه او خمار زمار بود كه حرير ميپوشيد