کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٨٩ - در ذكر تزويج امير المؤمنين بسيدة نساء العالمين صلوات الله عليهما
فرمود كه: يا على بطلب هر كه را ميخواهى، من رفتم و بسيارى از اصحاب كه در مسجد بودند همه را بدعوت طلبيدم، ايشان متوجه شده من رسول اللَّه را اخبار كردم از آمدن ايشان كه جمعى كثيرند، منديلى طلب فرموده بر سر سفره انداخت و گفت: ده كس را از ايشان بيار تا طعام بخورند و بيرون روند بعد از آن ده كس ديگر تا تمام شود، و من اين چنين كردم و هيچ از آن طعام كم نشد تا هفتصد كس از زن و مرد از آن طعام خوردند ببركت يد رسول اللَّه ٦.
ام سلمه گويد كه: بعد از اين فاطمه و امير المؤمنين را به پيش خود طلبيد دست راست امير المؤمنين را گرفته و دست چپ فاطمه را بر سينه مبارك خود نهاد و ميان چشم هر دو را بوسه داد و فاطمه و على را بهم سپرده فرمود كه: اى على زوجه تو خوب زوجهايست، و بفاطمه روى آورده گفت:
اى فاطمه شوهر تو نيكو شوهريست، بعد از آن برخاست و در ميان هر دو مىفرمود تا بخانه كه از جهت ايشان ترتيب داده بودند رسيد.
ايشان را قرار داده خود بيرون فرمود، و دست مبارك ببازوى در انداخته گفت: حق تعالى پاك و پاكيزه گردانيده شما را و نسل شما را، من بصلحم كسى كه با شما بصلح است، و بجنگم كسى كه با شما بجنگ است، من شما را بخدا مىسپارم و او را بر شما خليفه مىگردانم.
امير المؤمنين (ع) ميفرمايد كه آن حضرت تا سه روز بمنزل ما نفرمود، صباح روز چهارم آمد كه باندرون فرمايد اسماء بنت عميس خثعميه را بر در حجره ديد فرمود كه: چونست كه تو اينجا ايستاده و مرد در اندرون حجره است؟ او گفت: فداك ابى و امى چون ميان دو كس زفاف واقع شد عورتى