کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٨٥ - در ذكر تزويج امير المؤمنين بسيدة نساء العالمين صلوات الله عليهما
مسلمانان گفتند: يا رسول اللَّه تزويج فرموده دختر خود را بوى؟ فرمود كه: نعم، مسلمانان گفتند كه: خداى تعالى اين عقد را بر ايشان مبارك گرداند، و پراكندگى ايشان را به جمعيت مبدل سازد.
پس از آن رسول اللَّه ٦ از آنجا فرمود بسوى ازواج و امر كرد ايشان را به زدن دف كه در شرع جائز است در اعراس.
آنگاه رسول اللَّه فرمود كه: يا على اكنون زره خود را بفروش و ثمن آن را بيار تا تهيه أسباب شما نمائيم و مصالح آن را سرانجام كنيم.
امير المؤمنين (ع) فرمود كه: من رفتم و آن را فروختم بچهار صد درهم سود هجريه بعثمان بن عفان، چون دراهم را قبض كردم از او و او زره را از من قبض نمود گفت: يا ابا الحسن تو بزره و دراهم از من اولى و انسبى اين زره را بتو هديه ميكنم.
پس زره و دراهم را برداشته آوردم پيش رسول اللَّه و او را از آن امر خبر دادم؛ او دعاى خير گفت.
و آن دراهم را قبض فرموده أبو بكر و سلمان فارسى و بلال را فرستاده طلبيد و اين دراهم را داد بايشان كه برويد و اين يراق را بهم رسانيد.
ابو بكر گفت كه آن دراهم كه آن حضرت بما داد شصت و سه درهم بود؛ ما رفتيم جامه خوابى