کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٠٦ - در ذكر بعضى از احاديث در هر باب در شأن آن حضرت
و هم در مناقب است كه از ام سلمه روايت مىكند كه او الطف نساء آن حضرت بوده و احب او كه او را مولائى بود كه حضانت و تربيت او مينمود، أما او بمرتبه بغض امير المؤمنين داشت كه هرگز نبود كه بعد از نماز آن حضرت را ناسزاى نگويد نعوذ باللَّه يك روزى ام سلمه گفت: أى مولا چه چيز ترا بر ناسزاى آنچنان كسى داشته؟ گفت: قتل عثمان كه او در خون وى شريك بوده، ام سلمه گفت:
اگر نه آنكه تو مولى و تربيتكننده من بودى من سر رسول اللَّه را بتو اظهار نميكردم و ليكن بنشين تا من بتو بگويم از على و آنچه من ديدهام.
يك روزى رسول اللَّه ٦ كه نوبت من بود آمد و هر نه روز يك روز از من ميبود؛ و امير المؤمنين (ع) با وى بود، و آن حضرت انگشتان خود را در انگشتان على انداخته فرمود كه: يا ام سلمه بيرون رو از اين خانه و زمانى خانه را بما باز گذار؛ من بيرون رفتم و ايشان خانه را خلوت كرده با هم بنياد راز كردند، من در بيرون خانه گوش ميكنم بكلام ايشان أما نميدانم كه چه ميگويند.
تا نيم روز شد، من آمدم و گفتم: السلام عليكم؛ بخانه درآيم؟ پيغمبر فرمود كه: در ميا بخانه بجاى خود بازگرد، و ديگر راز ايشان دور و دراز كشيد تا زوال شد؛ گفتم روز من گذشت و مشغول