کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٦٠ - و از وقايع عظمى و حوادث كبرى آن ليلة الهرير بود
باز نخواهد داشت از هدايت، و دلالت نخواهد كرد ترا بضلالت، أى عمار طاعت على طاعت منست و طاعت من طاعت حق تعالى.
و روايت كنند كه او يس قرنى رحمه اللَّه با امير المؤمنين (ع) بصفين آمده آنجا شهيد شد و فضل و شرف او مشهور است كه رسول اللَّه ٦ فرموده كه من نفس رحمان از جانب يمن مىشنوم و روايت است كه اويس قرنى چون ديد لشكر امير المؤمنين (ع) را وقتى كه قصد حرب معاويه داشت پرسيد كه اين چه لشكر است تعريف كردند گفت: پس جهاد حاضر شد جايز نيست از اين تخلف كردن، با ايشان رفت و قتال كرد تا كشته شد.
مرويست كه عبد اللَّه بن عمرو بن عاص: در عهد رسول اللَّه ٦ بغايت زاهد و عابد بود تا غايتى كه اشتغال از زن نموده بود و بصيام و قيام مشغول شده، تا يك روزى عمرو از زن پسر پرسيد كه حال تو با او چيست گفت: عبد اللَّه مرد نيك است ليكن ترك دنيا كرده، عمرو اين سخن را به پيغمبر عرضكرد، آن حضرت او را طلب فرموده گفت اى عبد اللَّه آيا روزه مىدارى در روز؟ گفت: بلى، گفت: شب برميخيزى براى نماز؟ گفت: بلى، آن حضرت فرمود كه: من روزه مىدارم و افطار ميكنم، و شب برميخيزم و خواب هم ميكنم، و با زنان نيز صحبت مىدارم، أى عبد اللَّه پروردگار ترا بر تو حق است، و چشم ترا بر تو حق است، و عرس ترا بر تو حق است، و زن ترا بر تو حق، پس حق صاحب حق را بايد داد.
و عبد اللَّه در جنگ صفين با پدر حاضر شد او را امر بقتال نموده از آن امتناع نمود و گفت: