کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٥٣ - و از وقايع عظمى و حوادث كبرى آن ليلة الهرير بود
|
فاكتب عهدا ترتضيه مؤكدا |
و اشفعه بالبذل منى و بالبر |
|
يعنى جاهلى تو و نميدانى محل قدر خود را نزد ما كه فرستاده چيزى را از خطاب و در نامه درج كرده كه ندانسته، پس واثق شو و اعتماد نماى بآنچه نزد منست از براى تو در اين روز از عزت و اكرام و جاه و نصرت، پس نوشتم عهدنامه بتو كه بپسندى آن را كه مؤكد ساختهام كه مشعوف و مرغوب تست از بذل و احسان كه از جانب خود در آنجا درج نمودهام.
عمرو جواب آن نوشت:
|
ابى القلب منى ان اخادع بالمكر |
بقتل ابن عفان اجر الى الكفر |
|
يعنى دل از من قبول نمىكند كه فريب خورم باين مكر كه بواسطه قتل ابن عفان سررشته من منجر شود بكفر، و ديگر شعرى چند نوشت و از او مملكت مصر را طلب كرد، معاويه نوشت كه قبولست و بوى فرستاد: بعد از اين عمرو در اين فكر و انديشه فرو رفت و ندانست كه چه ميبايد كردن خواب از او گريزان شد و خورد از او رميده گشت، و خود را در ورطه اميد و بيم انداخت تا آخر دنيا را بر آخرت اختيار كرد.
چون او را اين عشق غالب شد گفت با وجود اين با غلام خود وردان نام مشورت كن كه غلامى عاقل و زيرك است، با وى در اين امر مشورت كرد، وردان گفت كه: با على است آخرت باقى و دنياى فانى با وى نيست و آنچه باقى ميماند اينست، و با معاويه است دنياى فانى و آخرت باقى با او نيست و دنيا با هيچ كس وفا نكرد و نخواهد كرد هر كدام از اين دو كه خواهى اختيار كن، عمرو تبسمى كرد بيتى چند خواند مضمون آنكه.
رأى وردان صوابست و فطنت او صحيح است از آنچه گفت در اين باب أما من دانسته هدايت را