کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٣٦ - و ديگر از حروب آن حضرت حرب صفين است
ديگرى را مىفرستم.
و امير المؤمنين (ع) چون شير ژيان با شمشير بران آواز هل من مبارز مىداد و كسى را ياراى آن نبود كه بمبارزت آن حضرت بيرون آيد، آنگاه مغفر را از سر مبارك برداشته متوجه لشكر خود شد، بعد از آن يكى از پهلوانان شام كه او را كريب بن صباح مىگفتند بميدان در آمده مبارز طلبيد، مبرقع خولانى بمبارزت او بيرون آمده شامى آن مرد نامى را شهيد كرد، و ديگرى بيرون آمده او را نيز شهيد كرد.
و امير المؤمنين (ع) چون ديد كه آن بد روزگار بغايت سوارى دلير با اقتدار است بنفس نفيس خود بيرون آمده در مقابله قباله وى درآمد و فرمود كه: تو كيستى؟ شامى گفت: منم كريب بن صباح حميرى، امير المؤمنين (ع) فرمود كه ويحك يا كريب من ترا از حق تعالى بيم ميكنم و از عذاب او مىترسانم و دعوت مىنمايم ترا بكتاب الهى و سنت حضرت رسالت پناهى كريب گفت: تو چه كسى؟
فرمود كه: منم غالب هر غالب على بن ابى طالب بخدا كه از اين انديشه باز گرد كه تو فارس پهلوانى و از دليران دورانى تا ترا باشد آنچه ما را باشد و بر تو بود آنچه بر ما بود و نفس خود را از عذاب الهى باز خر كه معاويه غاويه ترا ميكشد بجانب سقر؛ كريب تلقى ننموده گفت: نزديك بيا اگر ميل نبرد و دستبرد من دارى، و شمشير خود را بر گرد سر مىگردانيد و مبارزان را از آن مىترسانيد، امير المؤمنين (ع) در پيش او تاخته بعد از رد دو ضربت بيك ضربت سر او را همچو خيار دو نيم كرده بر خاك مذلت انداخت، و از او بحال حارث حميرى پرداخته و او را نيز مثل او ساخت، تا چهار كس از آن پهلوانان را بقتل آورد و اين آيه مىخواند كه:
الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ وَ الْحُرُماتُ قِصاصٌ فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ «ج ٢١»