کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٩١ - و ديگر غزوه فتح مكه است
هشام و قيس بن سايب آن حضرت فرمود بدر خانه ام هانى و گفت: بيرون آريد هر كه را در اين خانه جاى دادهايد.
ام هانى بيرون آمده امير المؤمنين (ع) را نشناخت بواسطه مغفر كه بر سر داشت گفت: يا عبد اللَّه منم ام هانى دختر عم رسول اللَّه و خواهر على بن ابى طالب (ع) بازگرد و منصرف شو از خانه من فرمود كه: اين مشركان را از خانه بيرون كن گفت: و اللَّه كه شكايت ترا پيش رسول اللَّه ٦ ميبرم، آنگاه امير المؤمنين (ع) مغفر را از سر برداشت.
او شناخته دويده دست امير المؤمنين (ع) بوسيد مصافحه كردند و يك ديگر را در برگرفتند، گفت: يا امير جان من فداى تو باد من سوگند خوردم كه شكايت ترا نزد رسول اللَّه برم، فرمود كه:
برو و سوگند خود را راست كن، و آن حضرت در اعلى وادى بود.
ام هانى گويد كه من رفتم نزد رسول اللَّه و آن حضرت در قبه غسل فرموده بود و فاطمه جامه را در وى مىپوشانيد، چون آن حضرت كلام مرا شنيد فرمود كه: خوش آمدى و صفا آوردى، گفتم:
مادر و پدرم فداى تو باد يا رسول اللَّه شكايت آوردهام امروز پيش تو از امير المؤمنين (ع)، آن حضرت فرمود كه: من امان و زينهار دادم هر كه تو او را امان و زينهار داده.
فاطمه (ع) فرمود يا ام هانى آمده بشكايت على در آنكه مىترسانيد دشمنان خداى تعالى و رسول او را، رسول اللَّه فرمود كه: خداى ضايع نكند سعى على را و جزاى خير دهد من زينهار دادم هر كه را ام هانى زينهار داده كه او بجاى على است.
بعد از آن آن حضرت بمسجد درآمد سيصد و شصت بت ديد كه به رصاص بر هم بستهاند فرمود