کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٩ - ذكر آيات و معجزات و خرق عادات آن حضرت
از ايوان او افتاده از اكاسره يكى حكومت كند آنگاه ملك ايشان منقرض گردد و هر چه واقع خواهد شد چنان دان كه شده است؛ سطيح اين سخن را تمام كرده في الحال جان داد و از آنجا بنزد شق آمده همين تعبير شنيد بازگشته خبر بكسرى رسانيد كسرى گفت تا چهارده ملك از ما حكومت كند بسيار زمانى مىبايد و حال آنكه ده ملك ايشان در چهار سال حكومت كردند و چهار ديگر بعد از رحلت حضرت رسالت ٦ بشانزده يا بهجده سال و اللَّه اعلم بعد از آن ملك ايشان مسخر اهل اسلام شد.
و يكى از يهود در شب ولادت آن حضرت ديد كه ستارها از آسمان فرو ميريزند گفت: البته در اين شب پيغمبر بوجود آمده، چه ما در كتب خود ديدهايم كه هر گاه شياطين ممنوع شوند از استراق سمع و رجوم نجوم وقوع يابد وقت تولد پيغمبر آخر الزمان است، از مردم پرسيد كه در اين شب هيچ مولودى بوجود آمده؟ گفتند فرزند عبد المطلب را پسرى شده، گفت او را بمن بنمائيد او را بردند چون چشم او بر آن حضرت افتاد و در ميان دو شانه او مشاهده كرد خال سياه نورانى ديد كه بر او موها درخشان بود، في الحال بر زمين افتاد و بيهوش شد، قريش از آن حالت تعجب كردند و بر او مىخنديدند، چون بازآمد از بيخودى گفت مخنديد كه جاى خنده نيست كه اين پيغمبر بشمشير خواهد بود كه هلاك شما بدست او خواهد بود، و نبوت از خانواده بنى اسرائيل بر طرف خواهد شد و تفرقه در ميان ايشان افتاد.
و مصنف رحمه اللَّه ميفرمايد كه يكى از يهودى براى من از توراة نقلى كرد و من هم آن مضمون را در توراة معرب مشاهده كردم و رواة نيز از آن نقل كردند كه: حق سبحانه و تعالى فرموده كه من قبول كردم نماز و نياز اسماعيل را و او را بركت و نمو و افزونى دادم و بسيار گردانيدم عدد اولاد او را بماذماذ كه معنى آن محمد است ٦ و عدد حروف او نود و دو است زود باشد كه بيرون آورم دوازده امام را از نسل او كه هر يك بمنزله ملكى باشند در پاكيزگى و عصمت و بدهم او را گروه بسيار، و اول اين فصل بعبرى نوشته شده بود بدين صورت: لا شموعيل شمعيشوخو.