کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٨٥ - غزوه خيبر
٧ دعا فرمود و دست مبارك را بآب دهان تر ساخت و بر چشم و سر آن حضرت ماليد في الحال چشم گشود و درد سرش تسكين يافت.
و رسول اللَّه ٦ در دعاى او فرمود كه: بارخدايا او را از گرما و سرما نگاهدار، و بعد از آن رايت بيضا را بدست او داد و فرمود: برو كه جبرئيل با تست و نصرت در پيش است و رعب و ترس در دلهاى قوم مركوز است، بدان أى على كه ايشان در كتاب خود يافتهاند كه هلاككننده ايشان نام او اليا باشد، پس چون با ايشان ملاقات كنى بگو كه: منم على بن ابى طالب كه ايشان از اين مخذول و منكوب مىشوند ان شاء اللَّه تعالى.
امير المؤمنين (ع) فرمود كه: رفتم بنزديك حصار ديدم كه مرحب يهودى بيرون آمده جبه و جوشنى بر خود پوشيده و اسلحه تمام بر خود ساخته چون مرا ديد گفت:
|
قد علمت خيبر انى مرحب |
شاكى السلاح بطل مجرب |
|
يعنى همه اهل خيبر مىدانند كه مرا مرحب مىگويند كه او تمام سلاحى است كه پهلوان مرد آزماى است، چون او اين رجز گفت من گفتم:
|
انا الذى سمتنى امى حيدرة |
كليث غابات شديد قسورة |
|
|
اكيلكم بالسيف كيل السندرة |
يعنى منم آنكه نام نهاده مرا مادر من حيدر صفدر همچون شير غرانم در بيشه شجاعت كه خصم را بدرانم قتال كنم شما را بشمشير بران بسرعت هر چه تمامتر شما را أمان ندهم كه بر خود جنبيد.